تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
جوارح ، سنگين باشد ، كامياب مىگردد ؛ و هركه را وزن عمل سبك باشد ، در زيان مىافتد . حضرت شاه ( رح ) گويد : كردار هركس موافق وزن آن نگاشته مىشود . كار منوط به يك چيز است . عمل هركه از اخلاص و محبّت و بر وفق حكم شرع و به موقع باشد ، وزن آن سنگين مىشود و عمل هركه به غرض رقابت و ريا باشد ، و يا موافق به حكم نباشد ، و يا در محلّ آن انجام نيافته باشد ، كاسته مىشود . در آخرت اين نامه‌ها وزن مىشود . هركه عمل نيكش سنگين باشد ، سيّئات وى عفو مىشود ؛ و اگر سبك باشد ، مؤاخذه مىگردد . بعضى علماء درين خيال‌اند ، اعمالى كه در اين جهان اعراض است ، در آن جهان مجسّم مىگردد ، و خود آنها وزن مىشود . اگر گفته شود : اعمال ما اعراض غير قارّ بالذات است ، يعنى هر جزء آن درحالىكه به وقوع مىآيد معدوم شده مىرود « 1 » ؛ پس فراهم آمدن و وزن شدن چه معنى دارد ؟ ما مىگوئيم : امروز در گرامافون هر نوع گفتار دراز و كوتاه قيد مىشود ؛ آيا اين گفته‌هاى ما اعراض نيست ؟ زيرا ، آنگاه حروف از زبان برآمده مىتواند « 2 » كه حرف سابق فنا شده باشد ؛ اين همه گفتارها در گرامافون چه سان گرد آمده ؟ بايد از اين بدانيد خدايى كه آفريدگار مخترع گرامافون است ، از قدرت وى بعيد نيست كه ريكارد « 3 » كامل تمام اعمال ما را به وجود آرد ؛ چنان كه ذرّه‌وار از آن غايب نماند . دربارهء « وزن » اينقدر از نصوص معلوم شده كه وزن به ذريعهء « 4 » ميزان ( ترازو ) مىشود كه دو كفّه و شائين « 5 » دارد ؛ امّا كيفيّت و نوعيّت خود ميزان و كفّه‌هاى آن ، و اينكه به چه طريق وزن كرده مىشود ، از احاطهء عقول و دانش ما خارج است ؛ زيرا ، به دانستن آن مكلّف نمىباشيم . نه تنها ميزان ، بلكه در آن جهان بسا چيزهاست كه ما نام آن را مىشنويم ، و بر مفهوم اجمالى آن‌كه قرآن و سنّت بيان نموده عقيده داريم ، و اطّلاع بر تفصيل زايد آن از حدّ ادراك ما فراتر مىباشد ؛ زيرا ما به قوانين و نواميس و نظم و نسقى كه ما تحت وجود آن جهان برپا مىشود ، تا هنگامى كه در اين عالميم دسترسى نداريم . نگاه كنيد ترازوهاى اين جهان نيز چند نوع است . با يك ترازو طلا و نقره و جواهر وزن مىشود ؛ با ديگرى غلّه و هيزم وزن مىشود ؛ در ايستگاه‌هاى خطّ آهن « 6 » با ترازوهاى عمومى سامان مسافران را وزن مىكنند ؛ يك نوع ترازوهاى ديگر نيز مىباشد ، مانند : مقياس الهواء يا مقياس الحرارة كه از آن ، درجات هوا و حرارت و غيره معلوم مىشود ، ترماميتر « 7 » حرارت
هامش
( 1 ) . دارد معدوم مىشود . ( 2 ) . مىتواند از زبان برآيد ( 3 ) . ركورد ، نوار ، سابقه ( 4 ) . به وسيلهء ، به واسطهء ( 5 ) . شاهين ( 6 ) . راه آهن ( 7 ) . ترمومتر ، دماسنج