مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 160 ) هركه آورد يك نيكى ، پس او راست ده چند آن ؛ و هركه آورد يك بدى ، پس سزا داده نخواهد شد مگر مثل آن ( و بر ايشان ظلم نخواهد شد ) ؛ و ايشان ستم كرده نخواهند شد . تفسير : در « ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ » بر مجازات افعال شنيعهء آنها تنبيه شد ؛ و قانون عامّ سزاى نيك و بد با آن توضيح گرديد كه پاداش نيكى ، كم از كم ، ده چند ؛ و اكثرا ، كيفر بدى برابر آن است ؛ يعنى ، هركه يك نيكى كند ، اقلّا ده برابر مثل آن ثواب مىيابد ؛ فزون از آن حدّ و اندازه ندارد : « وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ » - الآية » ( ركوع 35 ، بقره ) هركه مرتكب يك بدى شود ، به قدر همان يك بدى سزاى آن قرار داده شده ، فزون از آن نمىشود ؛ تخفيف و بخشايش در اختيار اوست ؛ جايى كه رحمت بدين وفرت « 1 » باشد ظلم امكان ندارد . قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً بگو : هرآئينه هدايت نموده است مرا پروردگار من به راه راست . دين صحيح كه آن ملّت ابراهيم است ، درحالىكه يكطرف بود ( مايل بدين حق ) ؛
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٣٠٦
هامش
( 1 ) . وفور ، فراوانى