تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
( 159 ) با خداست ؛ باز ، خبر دهد ايشان را به آنچه مىكردند . تفسير : در ركوع گذشته
« قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ
- الآية » بسى از احكام بيان و ارشاد شده بود كه
« وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ »
يعنى : صراط مستقيم « راه راست دين » هميشه واحد بوده است ؛ چون از آن انحراف شود ، طرق گمراهى بسيار است ؛ همه انبياء و مرسلين از حيث اصول به يك راه روان بودند ، و مردم را به آن دعوت مىكردند :
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً ، وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ؛ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى ؛ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ »
( شورى ، ركوع 2 ) . ميان آنها در اصول دين تفريق نيست . تفاوتى كه نسبت به اختلاف زمان و مكان و احوال خارجى در فروع شرعيّه پديد آمده ، تفريق نمىباشد ؛ بلكه در رنگ مناسب هر وقت ، تنوّع ذرايع « 1 » است براى وصول مقصد واحد و مشترك . دينى را كه پيغمبران سلف آوردند ، كتاب موسى - عليه السّلام - نيز براى مخالفت آن نى ، بلكه به غرض تكميل و تفصيل آنها فرود آورده شده بود ؛ آخرتر از همه ، قرآن كريم فرود آمد كه متمّم و مصدّق تمام كتب سابق ، و حافظ علوم و معارف آن است . در ضمن ، حال كسانى كه از آن كتب و شرايع اعراض مىكردند ، بيان شد ؛ و از
« إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ »
باز به اصل مطلب رجوع شده است ؛ يعنى : راه دين الهى ( صراط مستقيم ) واحد است ؛ آنان كه در اساس دين تفرقه مىافگنند ؛ و راه‌هاى جداگانه مىبرآرند « 2 » ؛ و در لعنت فرقه‌بندى گرفتار مىشوند ؛ چه يهود باشند ، يا نصارا ، و چه آن مدّعيان اسلام كه در آينده مىخواهند چتر عقايد دين را پاره كنند ؛ ترا به آنها واسطه و تعلّقى نيست ؛ اينها همه در
« فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ »
داخلند ؛ تو از آنها اظهار بيزارى و برائت كرده ، و به راه واحد ( صراط مستقيم ) استوار باش ؛ عاقبت آنها را به خدا ( ج ) بسپار ؛ آنچه آنها در دين اختلال وارد كرده بودند ، خدا ( ج ) در دنيا و آخرت واضح مىگرداند . حضرت شاه - رحمه اللّه -
« فَرَّقُوا دِينَهُمْ »
را توضيح كرده مىگويد : « امورى كه بايد بر آن يقين كرد » ( اصول دين ) تفرقه نمىخواهد « 3 » ؛ و آنچه كردار است ( فروع دين ) اگر طرق آن متفرّق باشد ، باك ندارد .
هامش
( 1 ) . وسايل ، وسيله‌ها ، راهها ( 2 ) . برمىآرند ؛ پيشنهاد مىكنند ؛ ( 3 ) . جاى تفرقه ندارد ؛
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 305 | محمود حسن ديوبندى