نصارى ) فرود آمده ، بىشك اينها آن را مىخواندند ، و به همديگر درس مىگفتند ، و بعضى چون ورقه بن نوفل و غيره به عربى ترجمه مىكردند ، و مدّتها در انديشهء آن بودند كه عرب را يهود يا نصرانى گردانند ؛ امّا ، ما به تعليم و تدريس آنها سروكارى نداريم . بحث از آن نيست كه يهود و نصارى آنچه را تعليم و تعلّم مىكردند ، تا چه اندازه در صورت اصلى آسمانى خود محفوظ بود ؛ تنها مطلب اين است كه مخاطب اصلى آن و شرايع و كتب ، خاص بنى اسرائيل بود ؛ اگرچه بعضى اجزاى اين تعليم ، مانند دعوت توحيد و اصول دين توسيع يافته غير از بنى اسرائيل دربارهء ديگر اقوام نيز تعميم شده باشد ؛ و با اينكه شريعت و كتاب آسمانى به هيئت مجموعى به قومى خاص ، براى منفعتى مخصوص ، فرود آمده باشد ، اگر به درس و تدريس آن ، اقوام ديگر ، مخصوصا چون عرب قومى غيور و خودخواه ، اظهار علاقمندى نكند ، هيچ مستبعد نيست .
بنابرآن « 1 » ، آنها مىتوانستند بگويند كه هيچ كتاب و شريعت آسمانى سوى ما فرستاده نشده ؛ و اگر به قومى مخصوص فرود آمده ، ما به آنها علاقه نداشتيم ؛ پس ما چرا به ترك شرايع مأخوذ شويم ؟ ! امّا ، امروز آنها را با چنين حيلهها موقعى نمانده ؛ امروز حجّت خدا ( ج ) ؛ كتاب روشن ؛ باران هدايت ؛ و رحمت عمومى ؛ خاص در خانهء آنها فرود آمده ، تا نخست خود از آن مستفيد شوند ؛ و باز ، اين امانت الهى ( ج ) را به كمال حفاظت و احتياط ، به احمر و اسود ، به كافّهء نژادهاى گيتى ، و باشندگان باختر و خاور جهان ، ابلاغ نمايند ؛ زيرا ، اين كتاب به قومى مخصوص و ديارى مخصوص فرود نيامده ، مخاطب آن سرتاسر جهان است ؛ چنان كه به فضل و توفيق الهى ( ج ) اين پيغام آخرى و عامّ خدا به توسّط عرب در زواياى جهان رسيده ؛ فالحمد للّه على ذلك .
أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتابُ لَكُنَّا أَهْدى مِنْهُمْ فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً
يا نگوئيد : اگر فرود آورده شدى بر ما كتاب ، ( هرآئينه ) ما مىبوديم راهيافتهتر از ايشان ؛ پس به درستى كه آمد به شما حجّتى از پروردگار شما ، و هدايت
هامش
( 1 ) . بنابراين ،