تفسير : خوراندن ، اشاره است سوى سامان بقاء ، يعنى : در ايجاد و بقاء ، در هر دو ، همه با وى نيازمندند ، و وى در كوچكترين چيزى به هيچ چيز نياز ندارد ؛ و او را گذاشتن و ديگرى را مددگار دانستن ، منتهاى بىدانشى مىباشد .
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ
بگو : هر آئينه امر كرده شده است مرا كه باشم اوّل كسى كه گردن نهد حكم خدا را ؛
تفسير : در مقابل احكام پروردگار ، كه صفات وى در فوق ذكر شد ، ضرور است كه همه بندگان ، بدون شركت غير ، سرهاى خود را خم كنند ، و حكم است كه نخست از همه به اكمل بندگان وى منتهاى انقياد و تسليم نمايند ؛ آن ذات فرخنده كه براى تمام جهان مثال طاعت و عبوديّت مبعوث شده بود ؛ صلّى اللّه عليه و سلّم .
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
( 14 )
و ( فرموده شد ) كه مباش هرگز از مشركان .
قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
( 15 )
بگو : هر آئينه من مىترسم اگر نافرمانى كنم پروردگار خود را ، از عذاب روز بزرگ .
تفسير : به حضرت پيغمبر مقرّر ، و به ديگران شنوانده شده ، يعنى به فرض محال ، اگر از نزد معصوم و برگزيدهترين بندگان خدا هم عصيانى سرزند ، انديشهء « 1 » عذاب الهى ( ج ) مىباشد ؛ پس ديگرى را چگونه سزد كه با وجود مبتلا بودن در شرك و كفر و تكذيب انبياء و ديگر هزاران
هامش
( 1 ) . خوف ، بيم