إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
( 19 )
خدائيست يگانه ، و هر آئينه من بيزارم از آنچه شما شريك مقرّر مىكنيد .
تفسير : اگر بدانيد به صدق من ، شهادت يقينى و آشكاراى خدا ( ج ) همين قرآن موجود است كه خودش دليل است بر اينكه كلام الهى مىباشد : ( ع ) « 1 »
آفتاب آمد دليل آفتاب .
كار من اينست كه شما را ، و هركه را كه اين كلام به وى برسد ، از پيغام الهى آگاه گردانم ، كه در آن توحيد و معاد و ديگر تمام اصول دين هدايت داده شده ، آيا بعد از اين قدر اتمام حجّت ، و شنيدن چنين پيغام قطعى و صريح توحيد ، شما اين را مىگوئيد كه غير از خدا معبودى ديگر هم مىباشد ؟ شما اختيار داريد ؛ چيزى كه مىخواهيد ، بگوئيد ، من هيچگاه چنين حرفى را به زبان آورده نمىتوانم ! بلكه آشكارا اعلان مىكنم كه لايق عبادت صرف همان ذات خداى يگانه است ، باقى « 2 » ، از انواع شرك شما من اظهار بيزارى و نفرت مىكنم !
تنبيه :
« وَ مَنْ بَلَغَ »
نشان داد كه رسالت نبىّ كريم - صلّى اللّه عليه و سلّم - براى تمام جنّ و انس و مشرق و مغرب است .
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
( 20 )
آنان كه دادهايم ايشان را كتاب ، مىشناسند او را چنان كه مىشناسند پسران خود را ، آنان كه زيانكار شدند در حقّ خويشتن ؛ پس ايشان ايمان نمىآرند .
تفسير : علاوه بر اينكه ايزد متعال گواه صداقت من است ، و قرآن كريم در اين باره ناطق و غيرقابل ترديد ، شهادت مىدهد ؛ اهل كتاب ( يهود و نصارى ) نيز كه آنها را عالم به كتب آسمانى دانسته ، دربارهء من به ايشان رجوع مىنمائيد ، در دل يقين دارند كه همان نبىّ آخرالزمان كه انبياء
هامش
( 1 ) . مصراع
( 2 ) . خلاصه ، سخن آخر ،