فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ
( 6 )
در زمين ، آن قدر كه استقرار ندادهايم شما را ؛ و فرستاده بوديم باران بر ايشان پىدرپى ريزنده ، و گردانيديم جوىها ، مىرفت از زير ايشان ؛ پس هلاك كرديم ايشان را به گناهان ايشان ، و پيدا كرديم بعد از ايشان امتّى ديگر .
تفسير : يعنى عاد و ثمود و غيره ؛ آنها را نسبت به شما نيروى بزرگ و حشمت مزيد داده شده بود ؛ از كثرت بارش و انهار ، باغ و كشت آنها شاداب بود ، و با عيش و سرور روزگار به سر مىبردند . چون به بغاوت و تكذيب كمر بستند ، و به استهزاى نشانههاى قدرت پرداختند ؛ پس ما در پاداش جرايمشان چنان سخت گرفتيم كه نامى از ايشان در صفحهء گيتى باقى نماند . بعد از آنها امّتهاى ديگر پيدا كرديم « 1 » ، و با منكرين و مكذّبين اين سلسله جارى بود ؛ گنهكاران تباه شده رفتند ، امّا در عمران جهان خللى پديد نيامد .
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
( 7 )
و اگر فرو مىفرستاديم بر تو نوشته در ورقى ، پس مساس مىكردند آن را به دستهاى خود ؛ هر آئينه مىگفتند كافران : نيست اين مگر جادوى روشن !
هامش
( 1 ) . پديدار كرديم ، پديد آورديم ،