تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
تفسير : در فوق ، ذكر آفرينش « عالم كبير » بود ؛ درينجا ، خلقت « عالم صغير » ( انسان ) بيان مىشود . ببينيد : نخست آدم را از گل بىجان بيافريد ، و چگونه او را به حيات و كمالات انسانى فايز گردانيد ، و امروز هم غذا از گل استخراج مىشود ، و از غذا نطفه ، و از نطفه انسان به وجود مىآيد . غرض ، بدين طريق ، شما را از عدم بوجود آورد ؛ باز ، براى هركس وقت مرگ او را مقرّر كرد كه در آن وقت ، آدم دوباره در همان خاك مخلوط مىشود كه از آن پديد آمده بود . ازين ، قياس مىتوان كرد كه فناى « عالم كبير » هم در يك وقت معيّن است كه آن را « قيامت كبرى » مىگويند . چون « قيامت صغرى » يعنى مرگ انفرادى كه هميشه بر ما وارد مىشود ، مردم به دانستن آن موفّق مىشود . ميعاد معيّن « قيامت كبرى » علم آن خاص نزد خداست . جاى بسى تعجّب است كه انسان سلسلهء بقا و فنا را در « عالم صغير » يعنى ( مردم ) مىبيند ، و در فناى « عالم كبير » تردّد مىنمايد . « 1 »
وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ
و اوست خدا در آسمانها و در زمين ؛ تفسير : يعنى ، در همه آسمانها و زمين تنها معبود ، مالك ، پادشاه متصرّف و مدّبر اوست ، و اين نام مبارك « اللّه » ( جلّ جلاله ) هم صرف براى ذات عالى صفات او مخصوص است . پس ديگران را هيچ استحقاق معبوديّت نيست .
يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ
( 3 ) مىداند پنهان شما ، و آشكار شما را ؛ و مىداند آنچه عمل مىكنيد . تفسير : چون در تمام آسمانها و زمين حكومت اوست ، و او تعالى مستقيما به هر چيز ، به پنهان و آشكار ، به ظاهر و باطن ، به عمل كوچك و بزرگ انسان ، مطّلع است ؛ پس عابدان را ضرورت نمىماند كه در عبادت و استعانت و امثال آن ، ديگرى را به خدا شريك گردانند . مشركين كه
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى »
( الزمر ، ركوع 1 ) مىگفتند ، اين جواب خود آنها و همنوايان آنهاست . در
« وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ »
نخست به طرف قيامت اشاره شده بود ؛ اينجا
هامش
( 1 ) . ترديد مىكند .