وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ
( 106 )
و اگرچه خويش ما باشد ؛ و نمىپوشيم گواهى خداى را ؛ به درستى كه ما آن وقت هر آئينه از گناهكاران باشيم !
تفسير : وقتى كه همه به حضور خدا ( ج ) رفتنى هستند ، بايد پيش از رفتن تمام كارهاى خود را درست نمايند ؛ از جملهء آنها يك كار مهمّ وصيّت امور ضرورى و متعلّقات آن است . در اين آيات ، بهترين طريقهء وصيّت تلقين شده ، يعنى : اگر مسلمان هنگام مرگ مال و متاع خود را به كسى سپارد ، بهتر اين است كه دو مسلمان معتبر را گواه گيرد ؛ اگر اتّفاقا مسلمان پيدا نشود ، مثلا در سفر و غيره ، دو كافر را وصىّ گرداند ؛ باز اگر وارثان شبهه كنند كه اينها چيزى از مال را پنهان كردهاند ، و وارثان دعوى كنند ، و در دعوايشان گواهان حاضر نباشند ، آن هر دو نفر قسم بخورند كه ما پنهان نكردهايم ، و ما از سبب كدام طمع « 1 » و يا خويشاوندى دروغ نمىگوئيم ؛ و اگر بگوئيم گنهكار هستيم !
فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما
پس اگر اطّلاع يافته شود بر آنكه اين دو گواه پوشيدند سخن حق را ( كسب كردهاند گناه را ) ؛ پس دو گواه ديگر برخيزند به جاى آنها ؛
تفسير : اگر يكى باشد هم ، مضايقه نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) . به سبب هيچ گونه طمع
( 2 ) . اشكالى ندارد .