تفسير : هركه فرمان خدا را نبرد ، عاقبت رسوا و ذليل است ؛ روى موفّقيّت حقيقى را هيچ گاه ديده نمىتواند . « 1 »
يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ
روزى كه جمع كند خدا پيغمبران را ، پس بگويد : به شما چه جواب داده شده بود ؟
تفسير : اين سؤال در محشر روبروى امم از پيغمبران كرده خواهد شد كه « در دنيا چون شما پيغام حق را نزد آنها برديد ، به شما چه جواب دادند ؟ و تا كدام حد دعوت الهى ( ج ) را اجابت كردند ؟ » در ركوع گذشته واضح شد كه پيش از آنكه به حضور خدا ( ج ) رويد ، به ذريعهء وصيّت و غيره انتظام اينجا را درست نمائيد ؛ اكنون تنبيه مىشود كه براى جواب دادن آنجا آماده باشيد .
قالُوا لا عِلْمَ لَنا
گويند : خبرى نيست ما را ؛
تفسير : به روز هولناك محشر وقتى كه شأن جلالى خداى قهّار به ظهور انتهائى مىرسد ، هوش اكابر و اعاظم نيز به جا نمىماند . بر زبان انبياى اولوالعزم « نفسى ، نفسى » جارى خواهد بود . آنگاه از منتهاى خوف و خشيت ، جواب سؤال حق تعالى را جز به
« لا عِلْمَ لَنا »
( ما هيچ نمىدانيم ) داده نمىتوانند « 2 » . باز ، چون به طفيل نبىّ كريم - صلعم - نظر رحمت و لطف خدا ( ج ) به طرف همه مبذول شود ، به اظهار عرض جرأت كنند . از حسن و مجاهد و غيره چنين منقول است ؛ ليكن مطلب
« لا عِلْمَ لَنا »
نزد ابن عبّاس اين است كه « خدايا ، در مقابل علم كامل و محيط تو علم ما چيزى نيست » . گويا اين كلمات را بهطور « تأدّب مع اللّه » گفتند . مراد از
« لا عِلْمَ لَنا »
نزد ابن جريج اينست كه « ما خبر نداريم كه آنها بعد از ما چه كردند ؛ ما صرف « 3 » به آن افعال و احوال مطّلع مىباشيم كه روبروى ما به صورت ظاهر پيش آمده بودند . علم بواطن و سرائر به علّام الغيوب مخصوص است » . در ركوع آينده ، از جوابى كه به زبان حضرت مسيح - عليه السّلام - نقل مىشود : ( و كنت عليهم شهيدا » تأئيد معنى آخر مىشود ؛ و در حديث صحيح است : وقتى
هامش
( 1 ) . هيچگاه نمىتواند ببيند .
( 2 ) . نمىتوانند داد .
( 3 ) . منحصرا ، فقط