الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
( 104 )
رسول ! مىگويند : كافى است ما را آنچه يافتيم بر آن پدرها و اجداد خود را ؛ و اگرچه پدرها و اجدادشان هيچ نمىدانستند ، و نه راه را مىدانند ؟ !
تفسير : بزرگترين حجّت جاهلان اين است كه از كار آباء و اجداد خود چگونه مخالفت ورزند ؟ ! به اوشان « 1 » بيان شد كه اگر اسلاف شما در اثر حماقت يا گمراهى به قعر هلاكت افتاده باشند ، آيا باز هم شما به راه آنها روان مىشويد ؟ حضرت شاه - رحمة اللّه عليه - مىنگارد : حال پدران معلوم باشد كه تابع حق و صاحب علم بودند ، پس اگر به راه آنها رفتار نكنند ، عبث است ؛ يعنى : كيفما اتّفق « 2 » ، تقليد كوركورانه به هركس نمودن جائز نيست .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ
اى مؤمنان ، بر شما لازم است فكر جانهاى خود ؛ هيچ ضرر به شما رسانده نمىتواند كسى كه گمراه شد ، آنگاه كه بر راه باشيد ؛
تفسير : يعنى ، اگر كفّار باوجوداين قدر نصيحت ، داناندن ، از رسوم شركيّه و على العمياء تقليد آباء و اجداد خود باز نمىآيند ، شما در غم آنها مباشيد . از گمراهى ديگران به شما زيانى نيست ، به شرطى كه شما به راه راست روان باشيد . راه مستقيم اين است كه انسان ايمان و تقوى اختيار كند ، خود از اعمال بد خوددارى كند ، و براى بازداشتن ديگران حتّى الامكان بكوشد .
باز هم ، اگر مردم از اعمال بد باز نيايند ، او را زيانى نيست .
هامش
( 1 ) . براى ايشان
( 2 ) . بههرحال ،