عَفَا اللَّهُ عَنْها درگذشت خدا از آنها ؛ تفسير : يا مراد اين است كه بايد از آن اشياء صرف نظر نمود ، يعنى وقتى كه خدا ( ج ) در باب آنها حكمى نداده انسان در آن آزاد است و خدا بر آن مؤاخذه نمىكند ؛ چنان كه بعضى علماى اصول اين مسئله را استخراج كردهاند كه « اصل در اشياء اباحت است » ؛ يا اينكه از آن چيزهاى بيهوده كه قبلا سؤال كردهايد ، خداوند ( ج ) درگذشت ؛ آينده احتياط كنيد . وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ( 101 ) قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ ( 102 ) و خدا آمرزنده ، تحمّلكننده است . به تحقيق ، چنين سخنها پرسيدهاند قومى پيش از شما ؛ باز ، شدند از آن سخنها منكران . تفسير : در حديث صحيح است كه قومهاى سابق بنابر كثرت سؤالات و اختلاف نمودن بر انبياء هلاك گشتند . ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ مقرّر نكرده خدا از « بحيره » و نه « سائبه » و نه « وصيله » و نه « حامى » را ، و ليكن كافران مىبندند بر خدا
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص١٦١