مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً
از طرف پروردگار تو نافرمانى و كفر ؛
تفسير : جواب گستاخى آنها داده شده ؛ ليكن از اين جوابات حكيمانهء قرآن تسكين آن معاندين و سفها نمىشود بلكه چون كلام الهى را مىشنوند در شرارت و انكارشان مىفزايد . اگر غذاى صالح در معدهء بيمارى برسد و مرض او را بيفزايد ، تقصير غذا نيست ، و از فساد مزاج مريض مىباشد .
وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
و افگنديم در ميانشان دشمنى و بغض تا روز قيامت ؛
تفسير : اگرچه در همين نزديكى مقولهء خاص يهود ذكر شده بود ، غالبا ، « 1 » مراد از
« أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ »
يهود و برادرانش مىباشد ؛ يعنى ، خداوند ( ج ) حال يهود و نصارى و تمام اهل كتاب را بيان كرد ؛ چنان كه قبلا در اين سوره گذشت ، و در آيت آينده نيز بر اهل كتاب خطاب مىنمايد .
مطلب « 2 » اين است كه هر قدر آنها در انكار و شرارت خويش مىفزايند ، همان قدر بر خلاف مسلمانان « 3 » همكارى و دسيسه برپا مىدارند ، و براى اشتعال نائرهء حرب آماده مىشوند ؛ امّا در ميان آنها چنان دشمنى و كينه افتاده كه هرگز محو نمىشود ؛ ازين جهت آمادگىهاى حربى آنها بر خلاف اخوّت اسلامى كارى از پيش نمىبرد .
كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
( 64 )
هرگاه مىافروزند آتش براى جنگ ، فرو مىنشاند آن را خدا ؛ و مىشتابند در ملك براى فساد و خدا دوست ندارد فسادكنندگان را .
هامش
( 1 ) . بنابر اقوى ، ظاهرا ،
( 2 ) . مقصود
( 3 ) . بر عليه مسلمانان