تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
اين نعوت و صفات او را نيز چنين بايد پنداشت . خلاصه ، همچنانكه ذات اقدس الهى بىچون و بىچگون است ، معانى سمع ، بصر ، يد و ديگر نعوت و صفات وى نيز چنان كه شايان ذات و شأن اقدس حضرت او باشد ، از احاطهء كمّ و كيف تعبير و بيان ما بالكلّ وراء الوراء است :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
( شورى ، ركوع 2 ) . در فائده‌اى كه حضرت شاه عبد القادر - رحمة اللّه - بر اين آيات نگاشته ، از دو دست دست مهر و قهر را مراد گرفته ، يعنى امروز دست مهر خدا ( ج ) بر امّت محمّديّه و دست خشم او بر بنى اسرائيل مبسوط است ؛ چنان كه در آيات آينده اشاره مىفرمايد .
يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
خرج مىكند هر رنگ كه مىخواهد ؛ تفسير : اين امر را حضرت احديّت به خوبى مىداند كه چه وقت و بر كه و چه اندازه خرج شود . وقتى ، بندهء وفادارى را به غرض ابتلاء يا اصلاح حال در عسرت مبتلا مىكند ، و گاهى ، به صله وفادارى او قبل از نعماى آخرت ابواب بركات دنيوى را نيز بر روى او مىگشايد . بالمقابل ، گاهى ، گنهكار متمرّدى را قبل از سزاى آخرت به عسرت حال ، ضيق عيش ، مصائب و آفات دنيوى سزا مىدهد ، وقتى ، حشمت دنيا را به يكى فراخ مىگرداند ، و مهلت مزيد مىدهد كه يا از احسانات الهى ( ج ) متأثّر شده از فسق و فجور خويش منفعل شود ، يا پيمانهء شقاوت خود را لبريز كند ، و به سزاى انتهائى مستحق گردد . باوجوداين همه اغراض و احوال مختلف و حكمت‌هاى متنّوع كه مىتواند مقبوليّت و مردوديّت كسى را بنابر اطلّاع خدا ( ج ) و يا قراين و احوال خارجيه فيصله كند ؛ چنان كه اگر دست دزدى بريده شود يا داكترى « 1 » دست مريض را قطع كند نسبت به هر دو عمل او ما از قراين و احوال خارجى مىدانيم كه يكى به‌طور سزا و ديگر از روى دلسوزى و درمان بريده شده .
وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ
و ( هر آئينه ) مىفزايد دربارهء بسى از ايشان از آن كلام كه نازل شده بسوى تو
هامش
( 1 ) . دكترى ، طبيبى ، پزشكى