كه محض به ايمان لفظى او را خوش مىكنند ، كدام كارى فراتر از آن قابل تمسخر و استهزاء مىباشد ؟ ! گويا ، اين آيت آغاز بيان افعال و حركات مضحك يهود و نصارى است كه بعد از متنبّه شدن ، به جاى آنكه بر مسلمانان استهزاء كنند ، بايد خود را قابل استهزاء بدانند . آيات آينده نيز تتميم و تكميل اين مضمون است .
وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
( 62 )
و مىبينى بسيار را از آنان كه مىشتابند در گناه و تجاوز و به خوردنشان حرام را ؛ هر آئينه بد است آنچه مىكردند
تفسير : غالبا مراد از « اثم » گناه لازمى ، و مراد از « عدوان » گناه متعهدّى است ، يعنى اينها حالى دارند كه از فرط شوق و رغبت بسوى هرگونه گناه مىشتابند ، چه اثر آن به خودشان محدود باشد و چه به ديگران هم تجاوز كند ؛ هركه را حالت اخلاقى اينقدر زبون باشد و خوردن حرام شيوهء آن شده باشد ، در بدى وى شبهتى باقى نمىماند . اين بود احوال عوامّ بعد ازين احوال خواصّشان بيان مىشود .
لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ
( 63 )
چرا منع نمىكند اوشان را درويشان و علماء از گفتن سخن گناه و از خوردن حرام ؟ ! هر آئينه بد است آنچه مىكنند .
تفسير : هنگامى كه خدا ( ج ) خواهد قومى را تباه كند عوام آنها در جرايم و معاصى مستغرق مىشوند ، خواصّ ، يعنى علماء و مشايخشان « شيطان گنگ » مىگردند . احوال