وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ
( 60 )
و گمراهترند از راه راست .
تفسير : اگر مستقيم بودن به ايمان بالله و از صفاى دل تصديق نمودن به چيزهائى كه از طرف خداوند ( ج ) در كدام وقت « 1 » فرود آمده ، به زعم شما گناه و قبح بزرگ مسلمانان است ، و ازين جهت آنها را مورد طعن و ملامت قرار مىدهيد ؛ بياييد من به شما قومى را مىنمايم كه بنابر خباثت و شرارت خويش بدترين آفريدگانند ؛ قومى كه امروز نيز آثار خشم و لعنت الهى بر آنها نمايان و آشكار است ، و بسا از آنها كه در سزاى مكروبى آزرمى و حرص دنيا - بوزينه و خنزير شدند ، و از بندگى خدا ( ج ) برآمده غلامى شيطان را اختيار كردند ؛ اگر از روى انصاف نگاهى شود ، در اصل معنى اين قوم گمراه و بدترين خلايق سزاوار طعن و استهزاء مىباشند كه آن نيز خود شماييد .
وَ إِذا جاؤُكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ
( 61 )
و آنگاه كه بيايند بنزد شما ، مىگويند : ايمان آوردهايم ! و حال آنست كه درآمدند به كفر و ( هر آئينه ) برون رفتند با كفر و خدا خوب مىداند آنچه مىپوشيدند .
تفسير : اينجا بيان بعضى از مستهزئان است كه غايبانه بر مذهب اسلام طعن و تشنيع مىنمودند و بر مسلمانان استهزاء مىكردند ، و آنگاه كه نزد پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - يا مسلمانان مخلص مىآمدند ، خويشتن را به نفاق ، مسلمان نشان مىدادند ؛ حال آنكه از آغاز تا انجام نه به قدر يك لمحه « 2 » با مسلمانان علاقهمندى داشتند ، و نه وعظ و تذكير ربّانى حضرت پيغمبر را پذيرفته بودند ؛ كيست كه تواند - معاذ اللّه - به محض الفاظ ايمان و اسلام خدا را فريب دهد ؟ ! اگر آنها به حضرت عالم الغيب و الشهادة كه داناى سراير و ضماير است چنين گمان دارند
هامش
( 1 ) . در هر زمان
( 2 ) . يك لحظه