لغت و اعراب :
لقف الشىءَ - از باب عَلِم - : او را به سرعت گرفت . أفك - از باب عَلِم و ضَرَب - : دروغ گفت .
تفسير :
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَ لْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
يعنى : پس از آن كه جادوهاى ساحران چشمها را جادو و دلها را بيمناك نمود ، ما بهموسى وحى كرديم كه عصاى خود را در برابر آنها بيفكن . و بىترديد در آن حال توجه همه معطوف به موسى و وسايل مبارزهء او بود . پس چون بيفكند ، به ناگاه آنچه را كه سحره به دروغ ساخته بودند همه را مىربود و مىبلعيد . يعنى به ناگاه عصا اژدهاى عظيمى شد و شروع به بلعيدن نمود و آنچه را كه در مرأى و منظر قرار داده بودند يعنى اعيان حقيقى نامرئى اشيا و صور موهومى مرئى ، همه را مىبلعيد و در نتيجه مواد اوليّه هم در شكم اژدها رفت و نابود شد و از اين رو چون موسى عصا را برگرفت چيزى در صحنهء مبارزه نماند . و به همين خاطر بود كه جادوگران دانستند كه مسألهء عصا جادو نيست ، زيرا در جادو پس از بطلان صورتهاى موهوم يا عادىشدن چشمهاى مسحور ، مواد اوليهء اشيا باقى مىماند .
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ مَاكَانُوا يَعْمَلُونَ
يعنى : حق واقع و آشكار شد و آنچه سحره از شئون سحر و فنون جادو انجام داده بودند در انظار منصفان حضار باطل گرديد و معلوم شد فرعون را در ربوبيت جهان نقشى نيست .
فَغُلِبُوا هُنَالِكَ
يعنى : پس فرعون و ياران او و جادوگران در آنجا مغلوب شدند . مراد از آنجا محل حدوث آن حادثهء بزرگ تاريخى است كه از نظر انبوه جمعيت و رو به رو شدن دو طرف نامتقابل ، يكى دو فرد عادى با لباس و زىّ متعارف ، و ديگرى دولت مقتدر متصرف در همهء كرهء زمين با پيشبينى جمعآورى ساحران شهرها و تعيين روز عيد براى مقابله و حضور قاطبهء مردم مركز و برخى شهرستانها ، بىسابقه بوده است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٨