يعنى : سران و اشراف از قوم فرعون گفتند : بىترديد اين مرد جادوگر دانايى است . ظاهر آيه اين است كه اظهار اين دو معجزه ، در نزد فرعون و رؤساى كشور و اشراف قوم او كه عادةً در نزد سلاطين اجتماع مىكنند واقع شده است . و در آغاز رؤسا و اشراف ، ميان خود استقلالًا يا به دستور فرعون به تبادل نظر پرداختهاند و اين دو آيه در بيان حال آنهاست .
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
يعنى : اين شخص قصد دارد شما را از سرزمينتان بيرون كند ، پس حال چه امر مىكنيد ؟ معلوم مىشود مَلَأ فرعون در اين اعتقاد بودند كه موسى و برادرش مىخواهند بنىاسرائيل را با جادوهاى خود جلب كنند و آنها را وحدت و تقويت بخشند و برضدّ دولت فرعونى بشورانند ، فرعون را ساقط كنند ، سران آنها را از مصر بيرون نمايند و خود بر مسند حكومت بنشينند . و پس از تبادل نظر در راه چارهء اين امر ، كه آيا آنها را بكشند يا تبعيد نمايند ، فكرشان به آنجا رسيد كه مطلب زير را به فرعون پيشنهاد كنند .
قَالُواْ أَرْجِهْ وَ أَخَاهُ وَ أَرْسِلْ فِى الْمَدَآئِنِ حَاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ
يعنى : مَلأ به فرعون گفتند كه كار او و برادرش را به تأخير انداز و حاشرين را ، يعنى گردآوران و مأموران دربار و اطلاعات را كه مىتوانند از شهرها جادوگران را گردآورند ، گسيل دار تا هر ساحر و جادوگر دانا و متخصص اين فن را در دربارت حاضر سازند .
وَ جَآءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُواْ إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ، قَالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
يعنى : پس از تلاش حاشران ، جادوگران به نزد فرعون آمدند و دربارهء كار مهم و عظيم مقابله و مبارزه با مدعيان نبوت ، به فرعون گفتند : اگر ما در اين ميدان نبرد پيروز گشتيم ، آيا براى ما پاداش مهمى خواهد بود ؟ فرعون گفت : آرى ، و علاوه بر آن شما مسلّماً از مقربان دربار خواهيد شد .
قَالُوا يَامُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ « 115 » قَالَ أَلْقُوا فَلَمّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُو بِسِحْرٍ عَظِيمٍ « 116 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٦