تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
هركس صادر شود مانند فرامين انبيا نسبت به مردم ، و فرشتگان نسبت به زيردستان ، و موالى نسبت به بردگان ، و اولياى امور نسبت به متعلقين ولايت ، به خدا بازمىگردد ، يعنى روح وجوب اوامر آنها از جانب ايجاب و فرمان خداست و گرنه كسى را بر كسى سلطهء فرمان نيست و اصل ، عدم ولايت و عدم نفوذ فرمان است . و ممكن است مراد از امر ، مطلق فرامين باشد اعم از حق و باطل ، و بازگشت به خدا از قبيل بازگشت معلولات جهان به علت‌العلل است . و اگر مراد از امر ، كار باشد معنا اين است كه كارهاى اختيارى صادر از مكلّفان در دنيا همه در روز واپسين به سوى او بازمىگردد و در محكمهء عدل به او عرضه مىشود تا پاداش يا كيفر بينند و يا آن كه كارهاى اختيارى يا غيراختيارى هر زنده‌اى تحت عنوان رجوع معلولات در اين عالم به علل خود ، به خدا بازمىگردد . فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ اين كلام نتيجه و به منزلهء تعليل وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ است . يعنى حال كه عمل امروز مكلّفان فردا به سوى او بازمىگردد ، پس او را بپرست و بر او توكل كن ، و هرگز پروردگار تو از آنچه شما انس و جن انجام مىدهيد ، از خطورات قلبى و باورهاى درونى و كارهاى بدنى در خلوت يا جلوت ، غافل نيست ، وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ [ قمر ، 53 ] . والحمد للَّه‌أوّلًا وآخراً وظاهراً وباطناً * * *