نوعى از انواع مخلوقات را ربّى است مستقل و متكفّل تربيت و تكامل او هرچند همهء ارباب مخلوق خداوند بزرگاند . و موسى در آغاز دعوت خود هدف اصلى رسالت را در اين توصيف بيان نمود كه همهء موجودات جهان از اجناس و انواع و اصناف و افراد زير نظر و تربيت مستقل و بدون شريك خداى بزرگ قرار دارند .
حَقِيقٌ عَلَى أَن لَّآأَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِىَ بَنِى إِسْرَآئِيلَ
بنى اسرائيل سابقهء سكونت در سرزمين بيتالمقدس داشتند و چون يوسف بن يعقوب به مصر آمد و پس از چند سالى به سلطنت مصر رسيد و پدر و مادر و ارحام خود را به مصر طلبيد ، بنى اسرائيل در مصر زير سايهء حكومت او گرد آمده زياد گشتند و پس از ارتحال يوسف و به واسطهء تسلّط يكى از فراعنه بر مصر و دعوى الوهيت و ربوبيت او و مخالفت بنىاسرائيل با ادعاى او ، عرصه بر بنىاسرائيل در آنجا تنگ شد به گونهاى كه مشهور است و قرآن كريم نيز از آن صحنهء ستم و فاجعهء مظلوميت آنان مكرراً ياد كرده است .
فرعونيان و قبطيان آنها را به بردگى گرفتند ، مردانشان را به نوكرى و زنانشان را به كنيزى .
خداوند موسى را مبعوث كرد و مأمور نمود كه بنىاسرائيل را از چنگال فرعونيان درآورد و به موطن اصلى خويش بازگرداند .
معناى آيه : موسى پس از دعوى رسالت ، به فرعون گفت : بر من لازم و واجب است ، يعنى به حكم عقل و قضاوت خرد ، كه بر خداوند و از جانب او جز حق نگويم . بىترديد من از جانب پروردگارتان حجت و دليل روشنى آوردهام ، يعنى دليل بر نبوت خود و اثبات توحيد در الوهيت و ربوبيت ، و مراد معجزاتى است كه همراه داشته است . پس بايد بنىاسرائيل را كلًاّ رهاسازى و همراه من بفرستى . و اين كلام آغاز كار موسى و پيشنهاد نجات بنىاسرائيل است .
قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بَايَةٍ فَأْتِ بِهَآ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
يعنى : فرعون گفت : اگر دليل و برهانى آوردهاى پس بياور ، يعنى ظاهر كن و نشان ده اگر از راستگويانى . جملهء شرطيهء اول با شرط و جزا ، جزاء جملهء شرطيهء دوم است .
فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ
نسب اصلى عصاى موسى به شاخهاى از درخت آس بهشتى مىرسد كه چون آدم
تفسير روان (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٣