لغت و اعراب :
نَذَر - از مادهء « وذر » و از باب مَنَع - : ترك كنيم . و از اين ماده به معناى ترك و رها كردن ، غير از مضارع و امر استعمال نشده است . رجس و رجز : عذاب . اسماء : نامها ، و در اينجا مراد مسمَّيات است . سمَّيتموها ضمير مؤنث « ها » و « بها » هر دو به « اسماء » برمىگردد بهتقدير : سمّيتم الأصنام بها . دابر : آخر و ريشهء شىء .
تفسير :
قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا
يعنى : قوم هود در پاسخ به دعوت او گفتند : آيا تو به سوى ما آمدهاى كه خدا را بهتنهايى بپرستيم و از آنچه پدرانمان مىپرستيدند دست برداريم ؟ استفهام براى اظهار تعجب و انكار است ، يعنى اين دعوت و پيشنهاد تو هرگز شدنى نيست .
فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
يعنى : پس اى هود ، اگر تو از راستگويانى آنچه را كه به ما وعده مىدهى بر سر ما بياور .
اين كلام به خاطر اين است كه هود پيامبر در ضمن دعوت خود ، از سرگذشت قوم نوح و عذابهاى دنيوى و اخروى خداوند ياد مىكرد .
قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ
يعنى : هود گفت : حقيقت اين است كه بر شما از جانب پروردگارتان عذاب و غضبى ثابت و مقرر گرديده است . اين كلام ، وعدهء قطعى عذاب است از جانب خداوند كه هود به آنها ابلاغ نمود .
أَتُجَادِلُونَنِى فِى أَسْمَآءٍ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُمْ مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانْتَظِرُواْ إِنِّى مَعَكُمْ مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ
يعنى : گفته شده كه قوم عاد براى بتهاى خود نامهاى مختلفى نهاده بودند كه هر يك حكايت از صفتى از صفات جلال و جمال خدا داشته ، مانند معبود ، إله ، رب البَرّ ، ربّ البحر ، حافظ ، شافى و غيره .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٧١