[ داستان صالح ( ع ) ]
لغت و اعراب :
و إلى ثمود عطف است به نوحاً در آيهء 59 . ثمود نام قبيلهاى است كه پس از قوم عاد در صحرايى ميان حجاز و شام زندگى مىكردند و از نوههاى سام بن نوح بودند .
و اين كلمه ، گاهى منصرف و گاهى غير منصرف استعمال مىشود . هذه ناقة اللَّه جملهء مستأنفه و بيان جملهء قد جاءتكم است . ناقة : شتر ماده ، و آيةً حال است از آن ، و لكم متعلق است به آن .
تفسير :
وَ إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُمْ مِّنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَآءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِّنْ رَّبِّكُمْ هذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ ءَايَةً
يعنى : و به عنوان نبوت و رسالت فرستاديم به سوى قوم ثمود ( قبيلهاى در صحرايى كم آب و پر از رمل ، ميان حجاز و شام ) برادر نسبى يا قبيلهاى آنها صالح را . صالح پيامبر در خطابى به آنها گفت : اى قوم من ، تنها خدا را بپرستيد كه شما را بجز او معبودى نيست ، حقّاً كه براى شما حجت و برهانى روشن و روشن كنندهء حقيقت از جانب پروردگارتان آمده است و آن ، اين ماده شترِ خداوند است كه نشانهاى از قدرت او براى شماست .
نسبت دادن شتر به خدا نسبت تشريفى است مانند عبداللَّه و بيت اللَّه ، و اشاره است به اينكه شترى سراپا اعجاز است كه كالبد و اندامهاى او را خداوند به دست فرشتگانش به شكل شتر خراسانى دراز گردن و پر مو ساخته ، و از روح خويش بهنحو اعجاز در آن دميده ، و در آغاز آفرينش به محض بيرون شدن از شكاف سنگ ، بچهاى همانند خويش به نحو غيرعادى زاييده ، و از شيرش به طرز اعجاز ، ملتى را شبانهروز سيراب نموده است .
فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِى أَرْضِ اللَّهِ وَ لَاتَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
يعنى : پس او را رها كنيد در زمين خداوند بخورد يعنى از علف آن بچرد و از آبش بخورد . و هرگز با او به بدى برخورد نكنيد كه شما را عذابى دردناك فراخواهد گرفت .