سام فرزند نوح بود . هود در خطاب به آنها گفت : اى قوم من ، تنها خدا را بپرستيد كه شما را جز او معبودى نيست . ( نوع و كيفيت شرك آنها روشن نيست كه بت مىپرستيدند يا ستاره يا فرشته يا آفتاب ) سپس گفت : پس آيا تقوا نمىورزيد ؟ يعنى از غضب و دوزخ او نمىترسيد ؟
و كلام هود در دعوت قوم ، نرمتر از كلام نوح است و حاكى از قابل انعطاف بودن آنهاست .
قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِى سَفَاهَةٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِ بِينَ
يعنى : در پاسخ دعوت هود ، سران و اشراف قوم او كه كفر ورزيده بودند گفتند : بىترديد ما تو را در سفاهت مىبينيم و ما حتماً گمان مىكنيم كه تو از دروغگويانى .
توصيف ملأ در اينجا به كفر ، حكايت دارد كه در ميان ملأ هود ، برخى ايمان آورده بودند ، بر خلاف قوم نوح . و مراد از ظن در اينجا علم است و يا آن كه آنها در اصول اعتقادشان هم تابع گمان بودند . و گفته شده : علت صدور اين رقم پاسخ از آنها اعتقاد ديرينهء آنها و اجدادشان به قداست بتها و لزوم پرستش آنها و باورشان به تأثير آنها در خلق و رزق مردم و توانشان براى برآوردن حاجتها بوده ، به گونهاى كه انكار قداست آنان و بىسود و جماد خواندنشان ، چنين اثرى داشته است .
قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِى سَفَاهَةٌ وَلكِنِّى رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ
يعنى : هود گفت : اى قوم من ، هرگز مرا سفاهتى نيست . يعنى منشأ نفى قداست از بتها و تأثيرات وجودى آنها و جماد خواندنشان و سبب دعوت به سوى خداوند ، نادانى من نيست ، بلكه من فرستادهاى از سوى پروردگار جهانيانم .
أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّى وَ أَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ
يعنى : من در اين دعوتها پيامهاى پروردگار خود را به شما مىرسانم ، و من براى شما خيرخواهى امينم . مراد از « پيامها » دين و شريعت نوح و كتاب آسمانى اوست كه تا زمان ابراهيم خليل دين رسمى و كتاب شريعت ثابت و غير منسوخ جامعه بود ، و پيامبرانى كه در اين فاصله مبعوث شدند موظف به پذيرش و ابلاغ آن و مطالب و معارف ديگرى بودند كه از شئون نبوت آنها بود .
أَوَ عَجِبْتُمْ أَن جَآءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ
يعنى : و آيا تعجب كرديد از اينكه ذكرى از پروردگارتان بر مردى از ميان خودتان
تفسير روان (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٩