تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
معناى آيه : آيا با من دربارهء بت‌ها و جماداتى محاجّه و ستيزه مىكنيد كه فقط اسم‌اند و شما و پدرانتان آنها را نامگذارى كرده‌ايد به نام‌هايى كه مفهوم و حقيقتشان در آنها نيست و خدا هيچ برهانى بر آنها نازل نكرده است ؟ ! يعنى برهانى بر انطباق آن اسماء بر اين مسمَّيات وجود ندارد . پس منتظر عذاب موعود باشيد كه به يقين من هم با شما از منتظرانم . فَأَنْجَيْنَاهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَ قَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَايَاتِنَا وَ مَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ يعنى : پس ما هود را و كسانى را كه همراه او بودند يعنى عائله و پيروان و گروندگانش را به سبب رحمت خويش نجات داديم ، و ريشهء كسانى كه آيات كتاب و نشانه‌هاى توحيد ما را تكذيب و انكار كردند و هرگز گرونده نبودند قطع نموديم . در اخبار آمده كه كيفيت اهلاكشان اين‌گونه بود كه به خاطر خشكسالى منتظر باران بودند كه ابر تيره رنگى از دور پيدا مىشود ، آنان خوشحال شده مىگويند : اين ابرى است كه برايمان باران آورده است هذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا [ احقاف ، 24 ] . پس به‌ناگاه باد شديدى همراه آن مىرسد و هفت شب و هشت روز به نحو دائم بر آنها مىوزد و سنگ‌ها و سنگريزه‌ها را بر آنها مىكوبد و پيكر سنگين آنها را همانند تنهء درخت خرما كه از ريشه درآمده باشد از روى زمين برمىكَند و بر در و ديوار مىكوبد و جاندارى سالم نمىماند . و قصهء آنان را خداوند در مواردى از اين كتاب كريم بازگو كرده ، از جمله در سورهء هود از آيهء 50 تا 60 ، و در سورهء احقاف - كه به معناى شن‌هاى انبوه بلند و معوج و نام سرزمين آنها واقع در ميان عمّان و حضرموت است - قصهء آنها را از آيهء 21 تا 26 نقل مىكند و در سورهء قمر نيز در چهار آيهء 18 تا 21 خلاصه‌اى از هلاكتشان را بيان مىكند . وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِن إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبَّكُمْ هذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ « 73 »