يعنى : در پاسخ دعوت نوح ، سران قوم او چنين گفتند : بىترديد ما تو را در گمراهى آشكارى مىبينيم . مرادشان آشكار بودن ضلالت نوح است به جهت آن كه در نزد آنها بسيار بعيد و عجيب بود كه بشرى به عنوان رسالت از جانب خدا آنها را به رها كردن خدايان متعدد مرئى و ملموس ، و سجود در برابر خدايى واحد و نامرئى و غيرمحسوس دعوت نمايد .
قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِى ضَلَالَةٌ وَلكِنِّى رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ
يعنى : نوح گفت : اى قوم من ، هيچگونه گمراهى و ضلالتى در من نيست ، بلكه من فرستادهاى از جانب پروردگار جهانيانم .
ذكر وصف ربوبيت براى خدا در مقابل عقايد فاسد آنهاست كه موجودات جهان را منقسم به انواع مختلف مىكردند و براى هر يك از آنها ربّى يعنى خدايى پرورشدهنده تعيين مىكردند ، مانند ربّ آسمان ، ربّ زمين ، ربّ دريا ، ربّ صحرا ، ربّ انسانها و ربّ حيوانات ، كه هر يك مشغول تربيت و تدبير امور مربوبهاى خود بودند و خدا را ربّ الأرباب مىگفتند . و غرض نوح اين است كه مربّى همهء جهان و جهانيان خداى واجب الوجود واحد بلاشريك است و ارباب و مربوبين ، همه در مربوبيت او يكسانند .
أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّى وَ أَنصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ
يعنى من رسولم براى اينكه رسالتهاى پروردگارم را به شما برسانم . مراد از رسالتها پيامهاى غيبى و وحى الهى است از مسايل اعتقادى و فروع شريعت و ساير علوم و فنونى كه بايد از جانب خدا به مردم برسد . و من براى شما نصيحت و خيرخواهى مىكنم ، يعنى سلامت دنيا و سعادت آخرت مىخواهم . و من از جانب خدا آنچه را كه شما نمىدانيد مىدانم ، يعنى از معارف دين و فنون دنيا و مصالح و مفاسد اعمال كه اساس و ملاك احكام است ، و اخبارى از گذشتگان تاريخ و حوادثى از آيندگان ، و اوضاع عوالم بالا ، و وقايعى از مابعد مرگ و داستانهايى از برزخ و قيامت و غير آنها .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٦