مىدهيم و حاصل و ميوهاى نُضج يافته و داراى خواص مىكنيم ، مردههاى دنيا را نيز به واسطهء نفخهء نخستين صور از زمين جمع كرده و بيرون آورده و تشكّل داده با دميدن روح برزخى در آن ، انسان كامل مىكنيم . بنابراين ، انسان و جاندار زنده شده به ميوهء رسيده و كامل شده تشبيه شده است .
اين مطلب را شرح داديم شايد شما متذكر شويد .
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَايَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ « 58 »
لغت :
بلد : سرزمين خالى يا آباد . نكدتِ البئرُ - از باب عَلِم - : آبش كم شد . رجلٌ نَكِد يعنى قليلالخير .
تفسير :
وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِى خَبُثَ لَايَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا
يعنى : و سرزمين پاك يعنى خوش طينت و صالح و با استعداد براى زراعت ، گياهانش بهاذن پروردگارش مىرويد . مراد ، اذن تكوينى است .
و اين جمله كنايه از خوبى نبات و گياه آن است ، زيرا همان گونه كه مقتضاى رحمت او بخشيدن صلاحيت به زمين است ، عطا كردن صلاحيت به گياهان آن و رشد و طراوت به نباتات آن نيز مقتضاى رحمت اوست . و سرزمينى كه خبيث است يعنى پليد و بد طينت و كم استعداد است ، گياه آن جز اندك نمىرويد . يعنى كم و اندك از حيث كمّيت و كيفيت .
كَذَ لِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ
يعنى : اينگونه ما آيات خود را متنوع و گوناگون مىآوريم .
مراد اين است كه طيّب نمودن زمين و روياندن گياهان زيبا و پرسود ، و خبيث قرار دادن آن با رويش اندك ، آيه و نشانهاى از ربوبيت و قدرت و حكمت ماست و از اين رقم
تفسير روان (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٣