قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ
يعنى : بهشتيان در پاسخ اهل جهنم مىگويند : بىترديد ، خداوند آب بهشت و ساير نعمتهاى آنرا بركافران حرامنمودهاست . مراد از تحريم ، ارادهء حتمى ممنوعيت دائمى آنها و تحريمتكوينى ابدىاست ، و گرنه درآنجهان تكاليف شرعى تحريمى و ايجابى و غير آنها نيست .
الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا
يعنى : كفّارى كه در دنيا دينشان را به بيهوده و بازيچه گرفتند ، يعنى هيچ ارزشى در نزد آنها براى دينشان نبود و هيچ انگيزهاى در انجام وظايف آن جز هوا و هوس نداشتند ، و زندگى دنيا آنها را فريفت و خود را همانند سراب و آبنما در نظرشان زيبا و پرارج و هدف اصلى جلوه داد .
تا اينجا كلام اهل بهشت است .
فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَآءَ يَوْمِهِمْ هذَا وَ مَا كَانُواْ بَايَاتِنَا يَجْحَدُونَ
اين جمله تا آخر آيه ، كلام خداوند است دربارهء دوزخيان كه گويى در آن روز گفته مىشود . يعنى : ما امروز آنها را فراموش مىكنيم همانگونه كه آنها در دنيا ديدار امروزشان را فراموش نمودند ، و همانگونه كه آيات كتاب ما و نشانههاى توحيد و عظمت ما را از روى علم و عمد انكار مىكردند .
مراد از فراموشى آنها غفلت و بىاعتنايى به آخرت است كه در جنب اشتغال به دنيا قدمى دربارهء آن برنداشتند . و مراد از فراموشى متقابل خداوند نيز بىاعتنايى به حال آنها و محروم كردنشان از نعمتهاى بهشتى و رها كردنشان در ميان دوزخ است .
وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ « 52 » هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ « 53 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٥