زيرا خدا به آنچه آنها انجام مىدهند آگاه است . يعنى علاوه بر نوشتهء رقيب و عتيد ، خود نيز از همهء جزئيات آن آگاه است .
[ پايدارى و عدم گرايش به ستمكاران ]
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
يعنى : پس اى پيامبر ، به همان گونه كه مأمور شدهاى خود و هركس كه به همراهت به سوى حق بازگشته ، مستقيم و پايدار باشيد و هيچ يك سركشى و نافرمانى نكنيد . يعنى تو در وظيفهء ابلاغ شريعت و كتاب خويش ، و كوشش در پياده كردن آن در جامعه ، و پيروانت در پذيرش و عمل .
و خدا به آنچه انجام مىدهيد بيناست . يعنى عملهاى فكرى باطنى و بدنى ظاهرىِ خلوتى و جلوتى همه در برابر ديد حق آشكار است .
وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا
يعنى : و به كسانى كه ستم كردهاند ركون منماييد . يعنى ميل قلبى و رغبت باطنى ، و يا اعتماد و اطمينان مكنيد .
بايد دانست كه در اين آيهء كريمه از جهت عنوان ظالم كه آيا شامل ظالم به نفس و شرك و كفر نيز هست يا نه ؛ و از جهت عنوان ركون كه آيا مراد مجرد ميل قلبى يا اعتماد درونى است يا مراد ركون عملى است ؛ و از ناحيهء نهى متعلق به ركون كه آيا مراد حرمت است يا اعم از كراهت ؟ ابهام و اجمال است .
پس اگر مراد ، مشركان و كفار باشند ، معناى نهى از ركون نهى از ميل قلبى به دين و شريعت و كتاب آنهاست ، يا نهى از گرايش عملى به روش و آداب و رسوم باطل و خلاف اسلامى آنها كه در مواردى حرام و در مواردى مكروه است . و اگر مراد مسلمين باشند ، معناى نهى از ركون ، نهى از ميل قلبى به ستم آنها و نهى از گرايش عملى به ظلم آنان است ، و حلّ تفصيلى مسأله بر عهدهء فقه است .
فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ
يعنى : به آنها ركون نكنيد و گرنه آتش آخرت به شما مىرسد و در آن حال ، يعنى در آخرت و رسيدن آتش ، شما را جز خداوند ياوران و سرپرستانى نباشد ، و سپس از جانب خدا و غير او يارى نمىشويد .