[ اهل سعادت و شقاوت در قيامت ]
تفسير :
يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِىٌّ وَسَعِيدٌ
آن زمان كه اجل معدود يعنى قيامت فرا رسد و مكلّفان در صحنهء محشر گرد آيند احدى سخن نخواهد گفت ، يعنى قادر نخواهد بود ، مگر به اذن خداوند .
مراد از « اذن » در اينجا اذن تكوينى است در مقابل اذن در دنيا ، زيرا در دنيا مكلّفان دربارهء اعمالشان دو رقم اذن دارند : تكوينى يعنى دادن قدرت و توان ، و تشريعى يعنى اجازه و ترخيص . اذن تكوينى عام است و در فعل حلال و حرام تحقق دارد ، و اذن تشريعى در حرام نيست و فقط در حلال است ، ولى در آخرت يك اذن بيشتر نيست و آن اذن تكوينى است در خصوص آنچه از او سؤال كنند و گرنه قدرت تكلّم ندارد .
پس مردم دو طايفه مىشوند : شقى و سعيد . معناى سعادت رسيدن هر موجود است به آنچه روح او اقتضا دارد از خيرات و بركات و كمالات معنوى ، و آنچه جسم او اقتضا دارد از لذايذ جسمانى . و شقاوت ضد سعادت است ، يعنى محروميت هر موجودى از خير و بركتهايى كه زمينهء فعليت آنها در روح و جسم وى موجود بوده . و مراد از شقى و سعيد در اينجا كسانى هستند كه در دنيا استعداد شقاوت و سعادتشان به مرحلهء فعليت رسيده بوده و اما آنها كه در دنيا استعداد هيچ يك را نداشتهاند مانند ديوانگان در همهء عمر ، و يا مانع از فعليت داشتهاند مثل اطفالى كه پيش از بلوغ مردهاند يا كسانى كه در حال جهلِ قصورى مردهاند كه اين اصناف در آنجا نه شقىاند و نه سعيد ، لكن مشمول رحمت خدايند نه از راه پاداش عمل .
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِى النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ
يعنى : و اما كسانى كه شقاوتمند شدند ، يعنى در دنيا از خيرات و بركات وجودى خود محروم گشتند و به واسطهء اختيار راه كفر و فسق ، به عقايد و اخلاق و اعمال صالحه متّصف نگشتند و در نتيجه محروم ماندند ، آنان در ميان آتشاند و آنها را در آنجا دو گونه ناله است : زفير يعنى نالهاى همراه كشيدن نفس عميق ، و شهيق يعنى نالهاى شديدتر از آن به همراه بيرون كردن نفس عميق .