نسبت به امس ، و دُهرى در نسبت به دَهر . مكانت : منزلت ، و تمكن و قدرت . رقيب : منتظر .
تفسير :
قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفاً
گفتند : اى شعيب ، ما بيشتر آنچه را كه مىگويى نمىفهميم ( نظير دعوت به ترك بتان و خدايان با سابقهء ممتد ، و عبادت يك موجود نامرئى ، و دستور ترك كمفروشى و كارهاى سودآور ديگر ، و اخبار از عذابهاى اقوام گذشته كه در اختيار احدى نيست ) و نيز ما تو را به يقين در ميان قوم خود ناتوان و ضعيف مىبينيم . يعنى پس وجهى ندارد كه سخنانت را به اجبار بپذيريم .
وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ
يعنى : و اگر طايفه و قبيلهات نبود تو را با سنگ مىرانديم ( مراد اين كه ما از پيروانت هراسى نداريم ، زيرا آنها در اقليتاند ، و مانع ما طايفهء توست كه هرچند اندك باشند موقعيت و روابط اجتماعىاى دارند كه پيروانت ندارند ) و هرگز تو بر ما عزتى ندارى .
يعنى قدرت و غلبه ندارى حتى با طايفه و قبيلهات ، و يا از نظر شخصيت در نزد ما احترام و آبرو ندارى .
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِى أَعَزُّ عَلَيْكُم مِنَ اللَّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَكُمْ ظِهْرِيّاً إِنَّ رَبِّى بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ
يعنى شعيب گفت : اى قوم من ، آيا طايفه و قبيلهء من براى شما از خدا عزيزتر است كه او را ظِهرى گرفتهايد ؟ يعنى او را پشت سر انداخته و نظير شخصى دور افكنده و بىاعتنايى و بىاحترامى شده قرار دادهايد ، زيرا او را قرين شريكانى از جماد كردهايد و فرستادهاش را طرد نموده و شريعتش را دور انداختهايد . بىترديد ، پروردگار من به همهء آنچه انجام مىدهيد احاطه دارد ، احاطهء علمى و توانى ، يعنى همه را كيفر خواهد داد .
وَيَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىمَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّى مَعَكُمْ رَقِيبٌ
يعنى : و اى قوم من ، شما روى منزلت و موقعيت مستحكمتان و به مقدار توان و قدرتتان هرچه بخواهيد در برابر خدا و فرستادهاش انجام دهيد ، من نيز عامل و كوشا خواهم بود ؛ به
تفسير روان (فارسى) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٩٧