تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
تفسير : قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَو أَن نَفْعَلَ فِى أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ شعيب پيامبر مردى بود عابد و صاحب اموال فراوان و پيامبرى كثيرالصلاة ، زيرا او مأمور به جنگ نبود و اوقات فراغت از تبليغ خود را صرف نماز مىكرد و همواره مىگفت : نماز انسان را از كارهاى زشت و ناروا و باطل بازمىدارد . لكن نماز او در نظر قومش جزو كارهاى بيهوده و سفيهانه بود . معناى آيه : قوم شعيب گفتند : اى شعيب ، آيا نمازهايت تو را دستور مىدهد كه ما رها كنيم آنچه را پدرانمان مىپرستيدند ؟ و رها كنيم آنچه را مىخواهيم در اموال خود انجام دهيم ؟ مرادشان از نسبت دادن امر شعيب به نمازش اين است كه مىگفتند : بت‌پرستى عملى پسنديده است ، زيرا پدرانمان بر آن بودند و آزادى در اعتقاد است ؛ و كم‌فروشى نيز نيكوست ، زيرا مقتضاى حريت در اموال و سودآورى مال است ، پس دستور ترك آنها سفيهانه و بر خلاف آزادى ، و نشأت‌يافته از عمل‌هاى سفيهانه‌اى است كه بر آن عادت كرده‌اى ، يعنى نماز دائم . إِنَّكَ لَأنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ اى شعيب ، تو همانا مردى بردبار و هدايت شده‌اى ! ممكن است اين جمله را به انگيزهء تعجب گفته‌اند . يعنى با وجود اين كمال ، چنين دستورى از تو عجيب است . و يا به قصد استهزا و اشاره به عدم وجود اين دو صفت در وى گفته‌اند . قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّى وَرَزَقَنِى مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً يعنى : شعيب گفت : اى قوم من ، به من خبر دهيد ، اگر من بر حجت و برهانى از جانب پروردگار خود باشم ، يعنى در دعوت به توحيد و نفى شرك و تحريم كم‌فروشى متّكى به دليل قطعى باشم مانند وحى و تكلّم با فرشته و معجزهء الهى ، و نيز خداوند از جانب خويش روزى نيكى مرا روزى كرده باشد ، مانند منصب نبوت و اموال دنيوى حلال ،