ميزان : آلت وزن ، ترازو . يوم محيط ، محيط صفت يوم است به لحاظ حال مضاف آن . بالقسط حال است از فاعل أوفوا ، بهتقدير « متلبّسين بالقسط » . بَخَسَه حقَّه - از باب مَنَع - : كم كرد حقّ او را . عَثى - از باب نَصَر و ضَرَب - : زيادهروى كرد در فساد . بقيَت اللَّه يعنى ما أبقاه اللَّه .
[ داستان شعيب ( ع ) ]
تفسير :
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
سرگذشت شعيب پيامبر در دوازده آيهء آتى آمده است ، و قوم او اهل مدين و بتپرست بودند و فساد مالى ، خاصّه در كمفروشى با كيل و وزن در ميانشان رواج داشته است .
معناى آيه : و به سوى مدين ، يعنى شهر مدين يا قوم مدين ، برادر نسبى يا قبيلهاى آنها شعيب را به عنوان پيامبرى فرستاديم . شعيب گفت : اى قوم من ، تنها « اللَّه » را بپرستيد ، يعنى ذات واجب الوجود يگانه را كه واجد همهء صفات نيكو و عارى از هر نقص و عيب است ، كه هرگز شما را جز او معبودى نيست . يعنى پرستيدن بتها بر خلاف قضاوت عقل و دين الهى است .
وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّى أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ
و نيز پيمانه و ترازو را كم نكنيد . يعنى در مقام اداى حقوق ديگران به وسيلهء پيمانه و ترازو ، از حقّشان كم نگذاريد . من شما را در خير و بركت مىبينم ، پس هيچ جهتى براى اين كار خلاف عقل و دين در شما نيست . و حقيقت اين است كه من بر شما از عذاب روز فراگير بيم دارم ، يعنى روزى كه عذاب آن همهء مستحقّين را فرا مىگيرد و خطا و قصورى در آن نيست .
وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
يعنى : و اى قوم من ، پيمانه و ترازو را عادلانه به نحو كامل بپردازيد و اموال مردم را كم نكنيد ( و اين دو جمله تأكيد از ماقبل است براى اهميت امر كه نخست نهى از ترك ايفاى حقوق و سپس امر به فعل آن دارد ) . و اى قوم ، در روى اين زمين تبهكارانه به فساد نپردازيد ؛ چه فساد اعتقادى به شرك و چه فساد عملى و مالى .