لغت و اعراب :
حمد : ستايش ، و حميد فعيل است به معناى محمود يا حامد ، يعنى ستوده خصال و افعال ، يا ستايندهء به نيكى . مجيد : صاحب كرم عميم و جلال گسترده . رَوع : ترس و رعب .
يُجادلنا بهتقدير « اخَذَ يا شَرَعَ يجادلنا » . اوّاه : كسى كه زياد آه سر مىدهد . منيب : توبه و انابهكننده .
تفسير :
قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
يعنى : فرشتهها گفتند : آيا تو از فرمان پروردگار ، يا از كار او تعجب مىكنى كه بر زنى يائسه و مردى صد ساله ، بر خلاف عرف و عادت ، فرزندى عطا كند ؟ در حالى كه رحمت خدا و بركتهاى او بر شما خانواده است ، و خدا داراى صفات نيكو و كارهاى ستوده و كرم بىپايان و جلال گسترده است .
مراد اين است كه فرشتهها زن ابراهيم را در آغاز به جلال و قدرت خدا متوجه كردند كه در برابر ارادهء او هيچ امرى مستبعَد يا مشكل يا غيرممكن نيست ، و سپس به لياقت و قداست و صلاحيت خاندان ابراهيم كه در خور اين الطاف الهى هستند .
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِى قَوْمِ لُوطٍ
يعنى : پس چون از ابراهيم ترس و وحشت زايل شد و بشارت به او رسيد ، شروع كرد به گفتگو و جدال با ما دربارهء قوم لوط كه شايد عذاب از آنها دفع شود يا تأخير افتد يا شامل همه نشود .
مراد از جدال ، ردّ و بدل شدن سخن ميان او و خداست و ممكن است با فرشتهها باشد .
و اين مجادله يا گوشهاى از آن را خداوند در سورهء عنكبوت آيهء 32 ذكر كرده : قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ يعنى : ابراهيم گفت : چگونه آنها را هلاك مىكنيد در حالى كه لوط پيامبر در آنجاست ؟ ! فرشتگان گفتند : ما خود به هركه در آنجاست داناتريم ؛ لوط و خاندانش را از آنجا نجات مىدهيم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 485
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٨٥