تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
شش‌گانه كه سياق همه در تعذيب و هلاكت قوم آنهاست ، به عنوان مقدمه‌اى است براى ذكر لوط پيامبر و سرگذشت قوم او ، به لحاظ آن كه فرشتگانِ مأمور اهلاك آنها لازم بود در آغاز ابراهيم را ملاقات كنند و به او و همسر او بشارت فرزند و بشارت هلاكت قوم لوط را بدهند و سپس روانهء آن مأموريت شوند . معناى آيه : و حقيقت اين است كه فرستادگان ما كه فرشته‌هايى بودند براى ابراهيم بشارت آوردند ، يعنى بشارت يافتن فرزند و نوه و هلاكت قوم طغيانگر لوط . در ماهيت و شمار اين رسولان آسمانى اختلاف است . گفته شده كه : آنها فرشتگان بزرگ و عظيم الهى بوده‌اند مانند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و عده‌اى ديگر كه عددشان نُه نفر بوده براى آن كه بر امرى عظيم و حادثه‌اى بس بزرگ و تاريخى اعزام شده بودند . قَالُوا سَلَاماً قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ يعنى : آنها گفتند : سلام بر تو . ابراهيم هم به لحنى گرم‌تر گفت : سلام بر شما . پس ابراهيم درنگ نكرد تا آن كه براى پذيرايى آنها گوساله‌اى كباب شده كه از فرط چاقى روغنش مىچكيد ، در برابر آنها حاضر نمود . گفته شده كه ابراهيم خليل مردى كريم‌النفس ، مهمان‌دوست و سخت مهمان‌نواز بوده و چون دامدارى بزرگ بوده ، براى پذيرايى مهمان‌ها در اندك مدتى گوساله‌اى را خود سر بريد و پوست كند و در تنورى كباب كرده ، جلوى آنان گذاشت . فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً يعنى : پس چون ديد دست آنها به كباب حاضر دراز نمىشود ، آنها را بيگانه شمرد و از ناحيهء آنها در دل خود احساس ترس نمود . و اين امر بدان جهت بوده كه در سيرهء آنها امتناع مهمان از خوردن غذا علامت سوء قصد به شمار مىآمد كه شايد براى ستيزه يا قتل يا غارت مال آمده باشند . قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ، وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ يعنى : فرشته‌ها گفتند : اى ابراهيم ، مترس ، همانا ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ايم .