[ اوصاف اهل بهشت ]
تفسير :
وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَانُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَآ أُوْلئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
ذكر چند آيهء آتى ، بر طبق سنّت جاريهء خدا در اين كتاب است كه هرگاه ذكرى از گروه صالحان يا طالحان به ميان آورد اشارهاى به حال گروه مقابل كند .
معناى آيه : و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند - ما احدى را جز بهمقدار توانش مكلَّف نمىكنيم - آنها ياران بهشتاند و آنان در آن جاودانند .
جملهء « لا نكلّف » در ميان مبتدا و خبر ، جملهء معترضه است و اشاره به اين كه توهّم نشود ايمان و عقايد صحيح و انجام اعمال شايسته امرى عظيم و فوق توان بشرى است ، بلكه مقدور همهء مكلّفان است ، لكن از هر كسى به مقدار توان فكرى و استعداد عقلىاش معرفت اصولى ، و به اندازهء قدرت جسمىاش عمل به فروع مىخواهيم .
وَ نَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ
يعنى : و ما در آن بهشت از سينههاى سَكَنهء آن آنچه كينه و عداوت باشد بر مىكَنيم و بيرون مىكنيم . يعنى آنچه را از دنيا از جهات مختلف اعتقادى و مادى كينه و عداوت در روحشان مرتكز بوده و تا ورود به آنجا زايل نشده بود مىزداييم ، و در محيط آنجا هم زمينهاى براى تولد آن در دلها نيست ، زيرا نه نيازهاى مالى و جاهى متعارض است و نه وساوس افتراقانگيز شيطانى و نه هواهاى نفسانى .
و ذكر صفت « غِل » در اين آيه به لحاظ آن است كه يكى از قوىترين سببهاى اختلاف و تلخىزا در زندگى بشر كينه و عداوت است چنانكه يكى از قوىترين وسيلههاى وفاق و شيرينى زندگى مهر و محبت است .
تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ
يعنى : از زير پاى آنها نهرهايى در جريان است . يا مراد جريان از زير ساختمانها يا درختهاست كه به خودشان نسبت داده شده است . و مراد رودهاى بزرگ و كوچك است از همهء انواع مايعات ، خاصّه چهار رود عظيم كه از همهء بهشتها مىگذرد و در آيهء 15