تفسير :
وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُوداً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ
يعنى : و چون فرمان ما در رسيد ( يعنى امر انشايى ما به فرشتگان مأمور اهلاك صادر شد ، يا ارادهء تكوينى ما به هلاكت و نابودى آنها طبق وعدههايى كه از پيش به آنها داده بوديم تعلق گرفت ؛ و البته اين امر در جايى بود كه رسولان خدا وظيفهء خود را در اصرار بر دعوت و اتمام حجت انجام داده و آنها نيز بر مخالفت و عناد خود مُصر بودند ) هود پيامبر و كسانى را كه همراه او به خدا ايمان آورده بودند به وسيلهء رحمتى از جانب خود نجات بخشيديم ( مراد از رحمت ، ايمان آنهاست كه رحمت و نعمت خداست ، و يا تفضّل خاصى است كه خدا در مواقع معينى به مؤمنان مبذول مىدارد ) و آنها را از عذابى سخت و شديد نجات داديم ، يعنى از آن عذابى كه بر كفّار تعيين شده بود . پس نجّيناهم تأكيد و اشاره به بزرگى و عظمت امر است . و ممكن است ماضى به جاى مستقبل محقّقالوقوع استعمال شده و مراد عذاب آخرت باشد ، يعنى در آخرت نيز از عذاب دوزخ نجات مىدهيم .
گفتهاند كه : شمار هلاكشدگان قوم هود چهار هزار ، و عذابشان بادهايى سخت مسموم بوده ، به گونهاى كه فضا را فرامىگرفته و چون تنفس مىكردند ريهها و امعاءشان را آب كرده ، بيرون مىريخت ( و نعوذ باللَّه من غضبه ) .
وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ
يعنى : و اينان قبيلهء عاد بودند كه آيات پروردگارشان را انكار نمودند . يعنى آيههاى كتاب آسمانى يا نشانههاى توحيد از معجزات پيامبران و علايم توحيد ربوبى در آفاق و انفس را دانسته و فهميده انكار كردند . و آنها همهء رسولان و فرستادگان او را نافرمانى كردند .
يعنى هرچند پيامبرشان تنها هود بود ، لكن به خاطر آن كه همهء پيامبران به هم مربوط و متلازم و متّحدند و همه از جانب يك مبدأ واجبالوجود آمده و مبلّغ يك دين الهى و پىجوى يك هدف براى سعادت جامعهء بشرى هستند ، پس عصيان و نافرمانى يكى از آنها عصيان همه است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 475
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٧٥