لغت و اعراب :
عن قولك « عن » تعليليّه است ، يعنى « لقولك » يا بهتقدير « صادراً عن قولك » . عَراه مرضٌ - از باب نَصَر - و اعتراه : اصابت كرد و رسيد به او . اعتراك بسوء باء تعديه است ، يعنى « أوصلك سوءاً » . من دونه متعلّق به تشركون صفت محذوف است ، بهتقدير « تشركون به آلهة غيره و من دونه » .
تفسير :
قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِى آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
يعنى : قوم هود در مقابل دعوت او گفتند : اى هود ، تو براى ما دليل روشنى نياوردى ( دعوت منطقى هود را براى ترك خدايان باطل و رجوع به توحيد خداوند ، و معجزات او را در راه اين مدعا ، روى غرور و عناد و تقليد كور از گذشتگان ، ناكافى و باطل و به حكم عدم شمردند و عاقبت گفتند ) و ما هرگز خدايان خود را به خاطر گفتهء تو رها نمىكنيم ، و هرگز گروندهء به تو نيستيم .
إِن نَقُولُ إِلَّا اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ
يعنى : اى هود ، دربارهء تو جز اين نمىگوييم كه برخى از خدايان ما ، يعنى آن بتى كه ادارهء امور بشر زير نظر اوست ، تو را آسيبى رسانده است . مرادشان آسيب روانى است مثل جنون ، بىخوابى ، فراموشى ، گفتن هذيان و غيره ( و نعوذ باللَّه ) .
قَالَ إِنِّى أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّى بَرِىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ، مِن دُونِهِ فَكِيدُونِى جَميعاً ثُمَّ لَاتُنْظِرُونِ
يعنى : هود گفت : همانا من خدا را گواه مىگيرم و شما نيز گواه باشيد كه من از آنچه براى خدا از بتان و خدايان ديگر شريك قرار مىدهيد بيزارم ( يعنى به هيچ مقام و منصب و قداست و ربوبيت و تأثير در حوايج و استحقاق تعظيمى در آنها معتقد نيستم . و استشهاد آنها براى تنبيه بر اين است كه خدايانشان را توان كارى نيست و گرنه در مقابل اين صراحت عكسالعملى نشان مىدادند ) . پس اى قوم ، دربارهء من همگى شما هر كيد و نيرنگ و نقشهاى داريد به كار بريد ، سپس هيچ مهلتم ندهيد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 472
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٧٢