تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
و محتمل است كه مخاطب هود در جملهء فكيدونى همهء بتان معبود و امت عابد است . و گفته‌اند : هود پيامبر از همهء پيامبران الهى از نظر گرونده و ياور و معين كمتر و ضعيف‌تر بوده ، پس اين نيروى ايمان و قدرت توكل است كه او را در برابر انبوه جمعيت متّحد و مقتدر آن چنان قوى كرده كه با آن لحن سخن گفته است . إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذُ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ « 56 » فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُ شَيْئاً إِنَّ رَبِّي عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ « 57 » لغت و اعراب : دَبَّ الحيوان فى الأرض - از باب ضَرَب - : بر روى شكم يا دست و پا راه رفت . دابّة : هر حيوان متحرك . ناصيه : جلوى سر يا موهاى جلوى سر . تولّوا مخفّف « تتولّوا » يعنى روى برتابيد . فقد أبلغتكم علت جزاى شرط و به جاى آن است ، به‌تقدير « لم اعاتَب فانّى قد أبلغتكم » . و يستخلف عطف به محذوف است ، به‌تقدير « يهلككم و يستخلف » . تفسير : إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّى وَرَبِّكُم مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا يعنى : هود گفت : به يقين ، من بر خدايى كه پروردگار من و پروردگار شماست توكل كرده‌ام ؛ هيچ جنبنده‌اى نيست مگر اين كه خداوند موهاى پيشانى او را در دست دارد . كنايه از اين كه تمام جانداران جهان هستى در اختيار اويند همانند كسى كه به گرفتن لجام سر يا موهاى پيشانى ، اسب را در اختيار دارد . إِنَّ رَبِّى عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ