تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
خداوند نهى از اين سؤال نمود كه اى نوح ، چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه . پس نوح نهى شد از اين كه درخواست كند نه اين كه درخواستش را جواب منفى دادند . و اين بدان جهت است كه جهل او به موضوع در اين مقام خلاف اولى و مناسب مقام نبوت نبوده چنان‌كه در جملهء بعد بيان مىشود . إِنِّى أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ يعنى : البتّه من تو را پند مىدهم كه مبادا از جاهلان باشى . ظاهر جمله اين است كه نوح در اين مورد جهل داشته به جهلى كه مناسب مقام نبوت او نبوده و خدا پند مىدهد كه ديگر چنين كارى از او واقع نشود . توضيح اين كه جهل نوح ( پيامبرى مرسل و صاحب شريعتى مستقل كه قريب هزار سال است در ابلاغ دين مىكوشد ) به حكم پسرخوانده يا پسر زن از شوهرديگر مناسب مقام او نيست . و يا جهل او به كفر فرزندش ؛ در صورتى كه اندكى پيش از آن خطاب « الّا من سبق عليه القول » را شنيده است و بر پيامبر لازم است مفهوم خطاب الهى را خوب بداند و به كمال درك نمايد . قَالَ رَبِّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنى أَكُن مِنَ الْخَاسِرِينَ يعنى : نوح گفت : پروردگارا ، من به تو پناه مىبرم از اين كه چيزى را كه بدان علم ندارم از تو بخواهم . يعنى فردى را كه در واقع مستحق عقاب است و من به حال او جاهلم در صدد نجاتش برآيم ( زيرا پيامبران را نشايد موضوعى را كه تشخيص نداده‌اند حكمى بر خلاف صلاح آن بخواهند . و اين مطلب به بيش از وقوع ترك اولى از نوح نبى دلالتى ندارد ) . و اگر نسبت به گذشته مرا نبخشى و مورد ترحم و عطوفت قرار ندهى من از زيانكاران خواهم بود . قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّن مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ « 48 » تِلْكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ « 49 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 467 | الشيخ علي المشكيني