است كه نوح نبى در حال اين ندا از كفر يا نفاق فرزندش اطلاع نداشته است .
قَالَ سَآوِى إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنى مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَحِمَ
پسر نوح گفت : به زودى به سوى كوهى پناه مىبرم كه مرا از اين آب كه از هر سو هجوم آورده است نگه دارد . نوح گفت : امروز كسى را هيچ چيز از فرمان خدا نگهدارنده نيست جز آن كس را كه خود او ترحم فرمايد . و فرمان خدا اين است كه در روى زمين غير از ساكنان كشتى احدى زنده نماند .
وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ
يعنى : در اثناى اين گفتگو ميان آنها موجى حايل شد و او از غرقشدگان گرديد .
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَماءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِي الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ « 44 »
لغت و اعراب :
بَلَعَ الشىءَ - از باب مَنَع - : از حلقوم فرو برد . أقلع عن كذا : دست برداشت از آن . غاضَ الماءُ - از باب ضَرَب - : ناقص شد ، فروكش كرد . استوت : مستقر گرديد . جودى اسم مطلق كوه است و يا كوه مخصوص .
تفسير :
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِى مَاءَكِ وَيَا سَماءُ أَقْلِعِى وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِى الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلى الْجُودِىِّ وَقِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
يعنى : و گفته شد : اى زمين ، آب خود فرو بر ؛ و اى آسمان ، از ريزش دست بردار و باز ايست . و آب فروكش كرد ، و فرمان خدا قطعى شد و كار پايان يافت ، و كشتى بر جودى قرار گرفت ، و دوباره گفته شد : لعنت و دورى از رحمت باد بر گروه ستمكاران .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 464
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٦٤