ولى مستبعد است كه نوح پيامبر پس از شنيدن « انّه لن يؤمن من قومك » دربارهء نجات آنها شفاعت كند . بنابراين ، ممكن است شفاعت دربارهء فرزندش « كنعان » يا مادر وى « واعله » « 1 » بوده باشد .
وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِن قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ
و نوح مشغول ساختن كشتى بود ( يعنى آن پيامبر عظيمالشأن با كبر سنّ و ياران بسيار اندك ، در صحرايى مشغول ساختن بود و دسته دسته از قومش نيز بر او مرور مىكردند ) و هر بار كه عدهاى از اشراف قومش بر او عبور مىكردند او را مسخره مىنمودند .
گفته شده : استهزاى آنها به شكل و صورت كشتى بوده كه آنها تا آن روز كشتى نديده بودند ، و يا به ساختن آن در صحرايى دور از آب بوده ، و يا به كيفيت حمل آن به سوى دريا ، غافل از آن كه دريا خود بدانجا خواهد آمد . و يا آن كه مىگفتند : نجّارى پس از پيامبرى ؟ !
قَالَ إِن تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُم كَمَا تَسْخَرُونَ
اين جمله استينافيه است . يعنى اگر سؤال شود كه نوح نبى در جواب گروههاى مسخرهكنندهء آن روز چه مىگفت ؟ جواب اين است كه مىگفت : اگر شما ما را مسخره مىكنيد ، بىترديد ما هم شما را همان گونه كه مسخره مىكنيد مسخره خواهيم كرد .
اما در دنيا هنگامى كه ديديد آب آسمان و زمين كوچهها و خانهها را پر كرده رو به فزونى است و شما به بامها و تپهها و سر درختها و كوهها پناه مىبريد ، و ما ديديم كه موجهاى سهمگين شما را از آن مكانها هم مىربايد و طعمهء امواج مىگرديد . و اما در آخرت آنگاه كه ببينيم شما را در غل و زنجير در كنار جهنم گرد آورده و بر روى هم انباشته و تپههايى متراكم ساخته و سپس با وسايل مخصوص همانند انبوهى از هيزم و زغالسنگ به قعر دوزخ فرومىريزند .
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ
آيه تتمهء كلام نوح است ؛ صدر آن مربوط به دنيا و ذيلش مربوط به آخرت است .
يعنى پس به زودى خواهيد دانست كه در دنيا بر چه كسى عذابى مىآيد كه او را خوار
هامش
( 1 ) . يا : واغله .