تفسير :
حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ
يعنى : نوح پيامبر پس از فراغت از ساخت كشتى همواره در حال انتظار مشغول تهيهء وسايل مسافران بود ، تا وقتى كه فرمان ما در رسيد ( دستور ما به فرشتگان متصدى امر طوفان ، يا ارادهء تكوينى ما به شروع در امر طوفان ) و تنور فوران كرد ، يعنى آب از تنور معهود جوشيد .
گفتهاند : مراد تنورى است كه در وسط مسجد كوفه است كه در آغاز خلقت انسان ، حوّاء امّالبشر براى همسر و فرزندانش در آن نان مىپخت و پس از وى همسر نوح پيامبر در آن نان مىپخت . و يا مراد از فار التّنّور اين است كه از همه جاى سطح زمين آب جوشيد به قرينهء وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً [ قمر ، 12 ] زمين را به صورت چشمههايى به جوشش درآورديم .
و غرض آن كه طبق فرمان تشريعى يا ارادهء تكوينى خداوند ، از هر نقطهء زمين چشمههايى بزرگ و كوچك به فوران افتاد و نهرهاى روى زمين از هر طرف بدان سوى روان گرديد ، و انبوهى از آب درياها به صورت ابر تبخير شد و بر روى آنها فرو ريخت و منطقهء وسيعى كه طول و عرضش براى ما روشن نيست تبديل به دريايى موّاج شد به گونهاى كه همهء تپهها و كوهها زير آب رفت و از فراز و نشيبهاى كف دريا گرديد .
قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ
يعنى : پس از ظهور علامت طوفان و فوران تنور ، به نوح گفتيم : از هر نوعى از حيوانات دو زوج در آن سوار كن . يعنى دو فرد نر و ماده كه در آينده قابليت توالد و تناسل داشته باشند و وجودشان در زندگى بشر ضرورى است يا بقاى آنها در سطح زمين طبق اقتضاى نظام اتمّ آفرينش لازم است . و نيز اهل و عائلهء خود را جز كسى از آنها را كه سخن ما عليه او گذشته است ؛ يعنى جز همسر و فرزندت را كه در علم ازلى ما و سپس در لوح محفوظ اراده و عزم ما بر سوء عاقبت و شقاوت و هلاكت آنها گذشته است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٦١