دنيوى يا اخروى نافرمانها يا پاداش مطيعان به ارادهء تكوينى اوست .
وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ
و شما عاجزكننده نيستيد . يعنى چون خداوند ارادهء عذاب كند شما نه قدرت دفاع و مبارزه با فرشتگان او يا حوادث تلخ جهان را داريد و نه توان فرار و بيرون رفتن از زير سلطه و قلمرو حكومت او را .
وَلَا يَنفَعُكُمْ نَصْحِى إِنْ أَرَدْتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ
يعنى و هرگز نصيحت من اگر بخواهم براى شما خيرخواهى كنم سودى به حالتان ندارد اگر خدا بخواهد شما را در گمراهى رها كند .
مراد اين است كه اگر خدا به خاطر طغيان و گناهتان اراده كند شما را در گمراهى كفر و فسقى كه انتخاب كردهايد رها سازد ، هرگز خيرخواهى من با پند و اندرز و گفتار و كردار سودى نمىدهد .
هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
يعنى او پروردگار شماست و به سوى او بازمىگرديد .
اين دو جمله در حكم تعليل اضلال و اغواى منسوب به خداست . يعنى علت رها كردن شما در ضلالت و غوايت اين است كه او ربّ و صاحب شماست و مىتواند به سزاى سوء رفتار و كفر و عنادتان ، توفيقات را از شما قطع كند تا در ضلالت بمانيد ، و در آخرت هم كه به سوى او بازمىگرديد ، به سزاى اعمالتان برساند .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَىَّ إِجْرَامِى وَأَنَا بَرِىءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ
ظاهراً اين آيه در ميان سرگذشت نوح پيامبر به نحو جملهء معترضه ، خطاب است به پيامبر اسلام براى تقويت قلب او كه همهء پيامبران الهى مرارت و تلخى تكذيب قوم خود و تهمت و استهزاء آنها را چشيدهاند .
معناى آيه : اى پيامبر ، آيا قوم تو هم مىگويند اين كتاب را افترا بسته ، يعنى قرآن را خود انشا و تنظيم نموده و ادعاى نزول از جانب خدا كرده ؟ بگو : اگر من افترا بستهام ، گناه اين جرم به عهدهء من است ، ولى من از جرمى كه شما مرتكب مىشويد بيزارم . يعنى گناه من سبب نمىشود كه شما از بزرگترين جرم عقلى و شرعى كه شرك است بَرى باشيد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 456
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٥٦