تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
اين سه مطلب را پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز در آيهء 50 سورهء انعام مأمور شد به قوم خود بگويد . و غرض آن كه هيچ يك از اين امور در من نيست و از شرايط نبوت و رسالت نيست . وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِى أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِى أَنفُسِهِمْ إِنِّى إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ قوم نوح معتقد بودند كه همهء خيرات دنيا از آنِ اعيان و اشراف مردم است و طبقات پايين طبعاً حقير و پست و صرفاً براى خدمت اشراف و تأمين رفاه حال آنها آفريده شده‌اند . از اين رو مىگفتند : آنها را نرسد كه نزد پيامبران مقام و منزلتى داشته باشند . معناى آيه : و من هرگز دربارهء كسانى كه چشمان شما آنها را به حقارت مىنگرد و پست و فرومايه مىبيند نمىگويم خدا هرگز به آنان در دنيا و آخرت چيزى نخواهد داد . خدا خود به آنچه در دل‌هاى آنهاست داناتر است ، و اگر چنين گويم ، آن‌گاه بىترديد ، من از ستمكارانم . مراد اين است كه خيرات و كرامت‌هاى الهى تابع قدرت و ثروت دنيوى نيست ، بلكه تابع نفسيّات و روحيات پاك و كرايم نفسانى و فضايل اخلاقى و معنوى است ، و من و شما علم به باطن‌ها نداريم تا بتوانيم خيرات را از آنها نفى كنيم . قَالُوا يَانُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تِعِدُنَا إِن كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ « 32 » قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللَّهُ إِن شَاءَ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ « 33 » وَلَا يَنفَعُكُمْ نَصْحِي إِنْ أَرَدْتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ « 34 » أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ « 35 »