يعنى منصب نبوت و كتاب و شريعت از جانب خود ارزانى داشته است ، لكن شما از آن تغافل داريد و نمىپذيريد .
أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ
اين جمله جواب ان شرطيه و اشاره به امر كلى مهم است . يعنى : پس آيا شما را بر دين و نبوت خود ملزم سازيم در حالى كه از آن كراهت داريد ؟ ! يعنى حال كه كفر و طغيان و عنادتان نبوت و دين مرا از شما پوشانده و پنهان ساخته و از پذيرش آن امتناع كردهايد ، آيا باز هم آن را به جبر و اكراه بر شما تحميل كنيم و به قبول آن واداريم ؟
و اين كلام نوح پيامبر همان قاعدهء كلى شرعى و عقلى است كه منطق همهء پيامبران الهى است ، يعنى لَاإِكْرَاهَ فِى الدِّينِ [ بقره ، 256 ] ايمان و اعتقاد درونى قابل اكراه و اجبار نيست .
وَيَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُم عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ
يعنى : و اى قوم ، من بر تبليغ رسالت خود از شما مالى نمىخواهم ؛ پاداش من بر عهدهء احدى جز خدا نيست . ( اين جمله جواب توهم و گمان آنهاست كه نوح براى ابلاغ شريعت خود مزد بخواهد ) و من هرگز طردكنندهء كسانى كه ايمان آوردهاند از دور خود نيستم ، زيرا آنها ملاقاتكنندهء پروردگار خود خواهند بود . يعنى اگر در آنجا شكايت كنند به چه جرمى آنها را از نعمت عام دين محروم كردم من جوابى ندارم . و اين جمله جواب درخواست آنهاست كه فقرا را از دور خود براند .
وَلكِنِّى أَرَاكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ
يعنى : و لكن من شما را گروهى مىبينم كه جهالت مىورزيد و نادانى مىكنيد . يعنى جهالت به لقاء اللَّه داريد كه چنين مىگوييد . يا جاهل به حال طبقهء پايين هستيد كه آنها را اراذل مىخوانيد . يا جاهل به زشتى و قباحت اين كه پيامبران را نشايد مردم را همانند سلاطين جور از پيش خود برانند .
وَيَا قَوْمِ مَن يَنصُرُنِى مِنَ اللَّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
يعنى : و اى قوم من ، اگر آنها را راندم ، چه كسى مرا از عذاب خدا نجات مىبخشد ؟ آيا متذكر نمىشويد ؟
تفسير روان (فارسى) — صفحة 452
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٥٢