اين پيامبر قيام و دعوتش را نخست با ملايمت و وعظ و اندرز شروع نمود ، سپس با امر و نهى و استدلال و محاجّه و مجادلهء به نحو احسن ، و آن گاه با وعد و وعيد و اصرار و ابرام و تأكيد ادامه داد . و اين روش به تناسب حال انسانهاى اوليه است كه از آغاز آفرينش تا آن روز همه يك گروه بدون توجه تكليف ، و رها شده به حال خود ، و بر طبق عقل و ادراك خود بودند چنان كه آيهء 213 سورهء بقره حكايت دارد .
و نوح پيامبر همهء ايام تبليغ خود را با پاسخ منفى و عكسالعمل مسخره و استهزا و تحمل زجرها و هتكها و چشيدن عذابها و شكنجهها رو به رو بود و سرانجام جز عدهاى بسيار اندك به او نگرويدند كه مجموع هفت نفر تا هفتاد يا اندكى بالاتر گفته شده و قوم او كه همهء جهانيان آن روز بودند نخستين ملتى شد كه در نتيجهء اصرار بر طغيان و عناد و عصيان ، دچار غضب عامّ خداى قهّار گرديدند و در يك طغيان آب و طوفان فراگير بىسابقه و لاحقه در طول تاريخ بشرى ، همگى به يكباره هلاك شدند ، و ياران و گروندگانش كه همگى در يك كشتى گرد آمده بودند ( پس از انقطاع ريزش آسمان ، و فروكش كردن فوران زمين ، و بلعيدن زمين لُجّهها و درياچههاى خود را ، و خشكيدن پارهاى از سطح خاك ) گرفتار بيمارىهاى مختلف ناشى از رطوبت زمين و هوا شدند و جز عدهاى از اولاد او زنده نماندند ، و از اين رو نوح را آدم دوم خواندند و طبعاً مردم هم بنى آدم دوم شدند . و اين آيات تا آيهء 49 حكايت از حال نوح و قوم او در بيش از هزار سال ماقبل طوفان دارد .
معناى آيه : و حقيقت اين است كه ما نوح را به سوى قوم خود فرستاديم ، به آنان گفت :
به يقين من براى شما بيمدهندهاى روشنگرم . مراد بيمدهنده از غضب و عذاب دنيوى و اخروى خداوند ، و روشنگر آنچه سبب عذاب و راه نجات آن است .
أَن لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ
يعنى : نذير بودن من اين است كه جز خداوند احدى را نپرستيد ؛ به يقين من بر شما از عذاب روزى دردناك بيم دارم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 449
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٤٩