لغت و اعراب :
و ما تغنى « ما » نافيه است يا استفهاميه . أغنىعنه : كفايت كرد از او ، و أغنىعنه العذاب : دفع كرد عذاب را از او . نُذُر : جمع نذير ، و نذير گاهى مصدر است به معناى انذار يعنى هشدار ، و گاهى به معناى منذر يعنى انذاركننده و بيمدهنده . ايّام جمع يوم است و غالباً كنايه است از نعمتها يا عذابها و حوادث تاريخى و سلطهء قبايل و نحو آنها . ثم ننجّى عطف است به محذوف ، بهتقدير « نهلك الامم ثم ننجّى » . كذلك متعلّق است به ننج المؤمنين و اشاره به انجاء رسولان . حقّاً علينا جملهء معترضه ميان كذلِك و نُنْج ، منصوب است به فعل محذوف ، بهتقدير « حقَّ علينا حقّاً و ثبت ثبوتاً » . المؤمنين الفلام عهد است ، اشاره به مؤمنان عصر نزول اين آيات .
تفسير :
قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ
يعنى : بگو : بنگريد كه در آسمانها و اين زمين چه چيز است ؟ يعنى به چشم سر در ظاهر آنها بنگريد و به چشم دل در بواطن و حقايق نهفتهء آنها دقت كنيد . مراد تأمل در عظمت خلقت آنها و وجود عجايب و انواع مخلوقات جوّى و زمينى از جمادات و نباتات و حيوانات است به گونهاى كه تحديد و احصا و شمارش گوشهاى از آنها از توان فكرى بشر بيرون است . و در اين جمله عمدتاً مخاطب پيامبر و كفّار و مشركاناند و در جملهء بعد ، اظهار تأسف از عدم تأثير دعوت انبيا در آنها .
وَمَا تُغْنِى الْآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ
« ما » ى اول جمله نافيه است ، يعنى : و هرگز آيات و نشانههاى توحيد تجلّى يافته در آسمانها و زمين و آفاق و انفس ، و نيز انذارها و هشدارها كه توسط پيامبران انجام مىشود يا وجود انذاركنندگان ، به حال ملتى كه ايمان نمىآورند سودى نمىبخشد . و ممكن است « ما » ى مذكور ، استفهاميه باشد ، يعنى و چه سودى دارد آيات و نشانهها و انذارها و انذاركنندگان براى گروهى كه ايمان نمىآورند ؟ يعنى بهخاطر رسوخ كفر و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٢٢