تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
معاد و عالم جزا و نعمت و عذاب و بهشت و دوزخ لغو و باطل نگردد .

[ آلودگى بىخردان ]

أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ يعنى : پس اى پيامبر ، آيا تو مردم را مجبور مىكنى تا مؤمن باشند ؟ مراد اين است كه پس از تعلّق ارادهء تكوينى خدا بر اين كه افراد بشر بايد در ايمان و عمل مختار باشند ، تو چگونه مىتوانى آنها را به اكراه مؤمن كنى ؟ نه تو را توان اين كار هست و نه من آن را مىپذيرم . وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ يعنى : پس از بيان آن كه خداوند ارادهء تكوينى بر ايمان قهرى همه ندارد ، در اين آيه اشاره است به اين كه هر نفسى هم كه به اختيار خود ايمان مىآورد جز به اذن خدا نيست . معناى آيه : هيچ نفسى را نرسد و نسزد و بلكه عقلًا ممكن نباشد كه ايمان بياورد جز به اذن خداوند . مراد از « اذن » در اين‌جا توفيق خاص و يارى و هدايت غيبى و الهام فطرى و درونى است كه پس از پذيرا شدن مكلّف دعوت دين را ، خداوند دربارهء پذيرندگان انجام مىدهد . زيرا تا خداوند به وسيلهء راه‌هاى عقلى و ارسال رسولان و تعاليم آنها مؤمنان را يارى نكند ايمانشان به ثمر نمىرسد . وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ يعنى : و خداوند بر كسانى كه انديشه نمىكنند ، يعنى دربارهء كفّارى كه دعوت حق را رد مىكنند و پيامبران الهى را بدون تدبّر و تعقّل انكار مىنمايند ، در برابر توفيق پذيرندگان ، پليدى كفر و فسق را قرار مىدهد . قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الْآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ « 101 » فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِنَ الْمُنتَظِرِينَ « 102 » ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقّاً عَلَيْنَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ « 103 »