تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
لغت و اعراب : دين : طاعت ، جزاء ، مجموعهء قوانين آسمانى كه براى حيات معنوى و سعادت جامعهءبشرى به وسيلهء پيامبران الهى به آنها ابلاغ مىشود . فلاأعبد بدل جواب شرط است ، به‌تقدير « فاخبركم أنّه هذه الامور » . و أن أقم و لاتكوننّ عطف‌اند به أن أكون در آيهء قبل ، پس امرتُ سه متعلَّق مضارع و امر و نهى دارد ، به‌تقدير « امرت بالكون من المؤمنين و إقامة الوجه للدّين ، و عدم الكون من المشركين » . حنيفاً حال است از وجه يا از دين . تفسير : قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنتُمْ فِى شَكٍّ مِنْ دِينى فَلَا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ يعنى : اى پيامبر ، به كسانى كه در حقيقت و صحّت و ثبوت مجموع قوانينى كه به نام دين اسلام از جانب خدا آورده‌اى ريب و ترديد دارند ، بگو : اى مردم ، اگر در دين من شك داريد ، پس بدانيد كه روح دين من و اساس و پايه‌اش اين است كه آنچه را شما به‌جز خدا و به جاى او مىپرستيد از قبيل بت‌ها و ستارگان و غير آنها من نمىپرستم . وَلكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِى يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ يعنى : و لكن من خدا را مىپرستم ، همان كه شما را قبض روح مىكند و جان همه‌تان را مىستاند . و ذكر اين فعل از ميان افعال و اوصاف خداوند ، به خاطر تأكيد در تهديد آنهاست به دنبال تهديد در آيات قبل . و من مأمور شده‌ام كه از گروندگان باشم ، يعنى از گروندگان به دين خود كه يكى از علايم صدق مدّعيان مذهب و مكتب است . وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ يعنى : و نيز به من امر شده كه صورت دلت را به‌سوى اين دين كن در حال حنيفيّت و حق‌گرايى . يعنى در حالى كه تو خود حنيف باشى ، و روحت حق‌گرا و در همه حال و در همهء امور مايل به حق باشد ، و در حالى كه اين دين نيز حنيف است ، يعنى اصول و فروع و اخلاق و معارفش همه حق‌گرا و به‌سوى حقيقت و مصلحت و حكمت است . و هرگز از مشركان مباش .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 424 | الشيخ علي المشكيني