لغت و اعراب :
مقام مصدر ميمى به معناى قيام ، و نيز اسم زمان و مكان است . أجمع الأمر و على الأمر : عزم كرد بر آن و تصميم گرفت . و أجمع : تصميم به كار مهمى گرفت كه نياز به تفكر دارد .
غُمّة : حزن و اندوه ، حيرت و جهالت ، چيزى كه چيز ديگر را بپوشاند . قضى إلى الشىء : به آن چيز پرداخت و كار آن را تمام كرد . فما سألتكم اين جمله بدل جواب است و تقدير :
« فلاضرر لى فإنّى ما سألتكم » است .
[ داستان نوح ( ع ) ]
تفسير :
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَومِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَقَامِى وَتَذْكِيرِى بِآياتِ اللَّهِ
يعنى : اى پيامبر ، بر مردم و مشركان سرگذشت نوح را تلاوت كن و بازگو نما . هنگامى كه به قوم خود گفت : اى قوم من ، اگر اقامت من در ميان شما و يا قيام من به هر تبليغ و يا مقام رسالت و منصب نبوتِ من ، و تذكر دادنم به آيات خدا ، يعنى آيات كتاب آسمانى و نشانههاى توحيد ربوبى ، بر شما بزرگ و سنگين است ، يعنى و از اين جهت است كه همواره با من در مخالفت و جنگ و ستيز هستيد ؛
فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَىَّ وَلَاتُنظِرُونِ
يعنى : پس من بر خدا توكل كردم ، در نتيجه عزمم راسخ ، و ارادهام محكم و استوار ، و تصميمم بر ادامهء دعوت جدّى است . پس شما نيز دربارهء كار خود نسبت به من ، همراه شريكان و همفكران خود تصميم بگيريد ، سپس كارتان بر شما مبهم و پوشيده نماند ، يعنى جوانب كار و عواقب آن و مفاسد تابعه را خوب بسنجيد تا ابهامى نماند و بعداً مايهء غم و اندوه شما نگردد ، آن گاه كار مرا يكسره كنيد و هيچ مهلتى به من ندهيد .
فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَ لْتُكُم مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
يعنى : پس اگر روى برتافتيد و از پذيرش دعوتم اعراض كرديد هيچ آسيب و ضررى بهمن نمىرسد ، زيرا هيچ گاه مزدى از شما در برابر تبليغ خود نخواستهام كه قطعش ضرر